• تمام اصول کابالا در فیلم‌های برجسته هالیوودی    :   این روزها تقریباً غیر ممکن است صفحه‌ای از روزنامه‌های آمریکایی را نگاه کنید و یک هنرمند یا فرد مشهور را با دست‌بند قرمز مخصوص کابالا نبینید. مغز متفکر بزرگِ ...
  • سازمانها و نهادهای صهیونیستی مسیحی    :   چه بسیار سازمان های مسیحی که فقط در شمای مسیحیت ظاهر می شوند و اهداف صهیونیست ها را دنبال می کنند و در بسیاری از بسیاری از صهیونیست  ها هم ...
  • هوش مصنوعی مؤنثی که سوپراستار سیطره صهیونیسم شد +تصاویر    :   در فیلم سینمایی فرا ماشین (EX Machina)، هوش مصنوعی ساخته شده «آوا» نام دارد که ...
  • چرا حضرت رسول صلی الله علیه و اله يهوديان «بني‌قريظه» را نبخشيدند    :   بنی قریظه چه کسانی بودند و جریان جنگ پیامبر (ص) با آنها چه بود؟ یهودیان بنی قریظه یهودیان مدینه سه گروه مشهور بودند: 1) بنى قینقاع، هم پیمان طایفه خزرج و در ...
  • چرا فیلم «فرزند خدا» توطئه یهود را افشا کرد؟    :   پیش از آنکه بحث در خصوص فیلم «فرزند خدا» را آغاز کنیم یادآوری این نکته مهم در خصوص روایات مسیحی - یهودی از افسانه مصلوب گردیدن مسیح (ع) لازم ...
  • آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟    :   داروینیسم به مثابه یک ستون پارادایم مدرنیسم را سرپا نگه می‌دارد. نه به‌عنوان فرضیه‌ای علمی بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی به‌منزله یک دین در هدایت باورهای مردم در جهت ارزش‌های مدرنیته. ...
  • داستان ملاقات یک عاشق با امام زمان (عج)

    هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حصرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد.

    داستان ذیل در مورد شخصی است که عاشق دختر همسایشان شده است. او برای رسیدن به عشقش هر کاری می کند ولی نهایتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) می شودو اخرش را هم که معلوم است….اما نکاتی بسیار تامل برانگیز در این داستان وجود دارد. من جمله اینکه زیارت وجود مقدس حضرت می تواند نصیب هر کسی بشود (و این نیست که خاص عرفا یا خواص باشد) و ثانیا برای دیدار حضرت لازم نیست که حتما درخواست بسیار عارفانه ای داشته باشی. ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع درخواست. اینکه هرچه می خواهی را خالصانه طلب کنی.

    عالم ثقه شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف حدیث کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که او را شیخ محمدحسن سریره می نامیدند. او در سلک اهل علم و مرد با صداقتی بود. بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می کرد. حتی قوت و غذای یومیه خود را نداشت و بیش تر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برای خود تهیه کند امّا آنچه به دست می آورد او را کفایت نمیکرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن به سبب فقر و تهیدستی شیخ به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود .

    هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حصرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد.

    شیخ باقر می گوید: شیخ محمد گفت: من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه ! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می وزید و کمی هم باران می بارید و من هم در دکّه های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه ام می آمد به داخل مسجد بروم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می کردم که این ۳۹ شب ا پایان گرفت و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود .

    در این اثناء که در اندیشه بودم و کسی در مسجد نبود آتشی روشن کردم تا قهوه ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم . زیرا عادت به آن داشتم و نمی توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود . ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد.

    هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد . در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من در تعجب شدم از این که او اسم مرا می داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می روم.

    از او سوال کردم از کدام قبیله هستی ؟ فرمود : از بعضی از آنها . من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد : نه !! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم . این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد . او از سخن من تبسّم کرد و فرمود : چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای ؟

    من به او گفتم : برای چه سوال می کنی ؟ فرمود : ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی . من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می گفت محبت من به او زیادتر می گشت . برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود : تو بکش من نمی کشم . در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود : تو آن را بنوش . من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می شد . به او گفتم : ای برادر ! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی.

    آیا با من نمی آیی که نزد قبر مسلم(ع) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم ؟ فرمود : با تو می آیم اما جریان خودت را بگو . به او گفتم . من واقع را برای شما می گویم . من در نهایت فقر و نیازمندی هستم از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می آید و معالجه آن را نمی دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم .گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند: در حوایج خود قصدکن صاحب الزمان(ع) را! و چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این خواسته ها و حوائج من می باشد .

    آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می ماند تا از دنیا بروی و من هیچ توجه به این سخنان نداشتم. به او گفتم: به کنار قبر مسلم نمی روی؟ فرمود: برخیز. برخاستم و متوجه جلوی خود بودم . هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود : آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی؟ گفتم: چرا می خوانم. سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیرة الاحرام گفته مشغول قرائت سوره فاتحه شدم.

    من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می خواندم. او نیز فاتحه را قرائت می نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم. در آن هنگام با خود گفتم: شاید این شخص صاحب الزمان(ع) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن میکرد . هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود . ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی دیدم اما او همچنان نماز می خواند و من صدای او را می شنیدم . بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمیتوانستم نماز را قطع کنم. پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می نمودم. به او گفتم: شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم در آن هنگام که با آن نور تکلم می گفتم دیدم آن نور متوجه به حرم مسلم شد که من هم متابعت کردم. آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد.

    هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود: سینه ات خوب شد. دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را اسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود.

    از صفحه ما در آپارات ديدن كنيد

    مطالب مرتبط :

    مخوف‎ترین سازمان غذایی دنیا

    تاريخچه شرکت مخوف مونسانتوشرکت مونسانتو بزرگ‌ترین شرکت تولید کننده بذر(بويژه ذرت) و آفت‌کشهای تراریخته است. تراريخته يعني محصولاتي كه به‌طور ژنتيکي اصلاح شده‌اند. وب‌سايت شرکت مونسانتو اين شرکت در سال 1901 در ميسوري توسط جان فرانسيس کوييني(John Francis Queeny)، کارمند صنايع داروسازي تاسيس شد. او آغاز کار را با پول خود و سرمايه يک توزيع‌کننده نوشابه‌هاي گازدار شروع کرد. نام شرکت ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    در سال ها و قرون بعد، از این ابزار در جنگ ها و رقابت های سیاسی و نظامی سوء استفاده شد. یکی از اولین گزارش ها دربارۀ قرن ششم پیش از میلاد است. وقتی که آشوریان چاه ها و مزارع دشمنان خود را با سم ارگوت که بر روی گندم سیاه (چاودار) تولید شده بود، مسموم کردند. سوء استفاده از این بیماری ها در دورۀ ما نامش بیوتروریسم شد. در ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    پاسخ اجمالی 1. گرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب(ع) ظهور نکرده‌اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان(عج)، شرط لازم است نه کافی؛ ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    حضرت آیت ‌الله بهجت (ره) این عالم الهی در موارد بسیاری، برای رهایی از خصلت ‌های نکوهیده، سفارش به ذکر صلوات می ‌کردند؛ از جمله برای از بین رفتن عصبانیت می ‌فرمود: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». عقیق: به مناسبت سالگشت رحلت آن عالم وارسته و مرجع تقلید شیعه فواید ذکر شریف صلوات را از منظر روایات حضرات معصومین و سخنان و توصیه های آیت الله العظمی بهجت منتشر ... مطلب کامل

    صنعت پولساز تحمیق جامعه

    زندگی بشر بر روی کره خاکی توامان با پیشرفت و نوآوری شده است. پیشرفتی که برای ادامه حیات انسان ملزوم مفروض می شود. از زمان انقلاب صنعتی در قرن 17 میلادی تا به امروز، اختراعات و کشفیات جدید، هریک تحولات عمده ای در عرصه های مختلف زندگی ایجاد کرده اند. تولید نیروی محرکه از قدرت بخار، برق، تلفن، ماشین های بنزین سوز و عصر ارتباطات و دیجیتال، دنیاهای متفاوتی رقم ... مطلب کامل

    دعا به تنهایی کافی نیست، برای اصلاح و احیای جامعه قیام کنید

    بسم الله الرحمن الرحیم از اینجا دانلود کنید  مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    در گفتارهای پیشین به معرفی نگاه عامیانه و برخی آثار سوء آن پرداخته شد. از این بخش، برخی از مهمترین انواع نگاه عامیانه معرفی می‌شود. اولین نگاه عامیانه‌ای که به معرفی آن پرداخته شده، «قیامی خارج از سنن الهی» است. نوع اول نگاه عامیانه: «قیامی خارج از سنن الهی» وقتی متوجه آثار سوء به وجود آمدن نگاه عامیانه در موضوع انتظار و اهمیت جدا کردن این نگاه‌های عامیانه از موضوع شریف انتظار ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    بداء (به فتح باء) از نظر لغوی یعنی ظاهر شدن ، هویدا شدن و پدید آمدن رأی دیگری در کاری یاامری ، « ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنّنه حتی حین » سپس بعد از این که نشانه های برائت ساحت یوسف (علیه السلام) از آن بهتان برآنان آشکارگردید رأی شان براین برگشت که او را برای مدتی به زندان افکنند .(یوسف:۳۵) چنین امری (تبدل رأی) ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    توسط این جبهۀ ائتلاف صلیبی، صهیونی رویارویی جدیدی، تحت عنوان نبرد بیوتکنولوژیکی سازمان داده شده است که طی آن، انعدام نژادهای بشری ای که پست و بی ارزش می خوانندشان، با هدف ایجاد نژاد برتر در قالب اقدامات متنوعی تحت پوشش سناریوها و پروژه های دارویی و غذایی برنامه ریزی شده و به اجرا گذارده می شود. این گروه اقدامات، در کمال آرامش و بدون اینکه صدای اعتراض جدی ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    به گزارش مشرق، گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می‌گذرانند، مشکلات و بیماری‌های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایع‌ترین آن‌ها می‌پردازیم. ۱۰- خستگی چشم  هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراینجای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره می‌مانید، ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    افتخار می کنیم که خادمان حضرت مهدی ارواحنا فداه باشیم

    و با این افتخار زنده ایم

    و با این افتخار خواهیم مُرد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف. محفوظ است.