• تمام اصول کابالا در فیلم‌های برجسته هالیوودی    :   این روزها تقریباً غیر ممکن است صفحه‌ای از روزنامه‌های آمریکایی را نگاه کنید و یک هنرمند یا فرد مشهور را با دست‌بند قرمز مخصوص کابالا نبینید. مغز متفکر بزرگِ ...
  • سازمانها و نهادهای صهیونیستی مسیحی    :   چه بسیار سازمان های مسیحی که فقط در شمای مسیحیت ظاهر می شوند و اهداف صهیونیست ها را دنبال می کنند و در بسیاری از بسیاری از صهیونیست  ها هم ...
  • هوش مصنوعی مؤنثی که سوپراستار سیطره صهیونیسم شد +تصاویر    :   در فیلم سینمایی فرا ماشین (EX Machina)، هوش مصنوعی ساخته شده «آوا» نام دارد که ...
  • چرا حضرت رسول صلی الله علیه و اله يهوديان «بني‌قريظه» را نبخشيدند    :   بنی قریظه چه کسانی بودند و جریان جنگ پیامبر (ص) با آنها چه بود؟ یهودیان بنی قریظه یهودیان مدینه سه گروه مشهور بودند: 1) بنى قینقاع، هم پیمان طایفه خزرج و در ...
  • چرا فیلم «فرزند خدا» توطئه یهود را افشا کرد؟    :   پیش از آنکه بحث در خصوص فیلم «فرزند خدا» را آغاز کنیم یادآوری این نکته مهم در خصوص روایات مسیحی - یهودی از افسانه مصلوب گردیدن مسیح (ع) لازم ...
  • آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟    :   داروینیسم به مثابه یک ستون پارادایم مدرنیسم را سرپا نگه می‌دارد. نه به‌عنوان فرضیه‌ای علمی بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی به‌منزله یک دین در هدایت باورهای مردم در جهت ارزش‌های مدرنیته. ...
  • دیدار در دشت بی آب

    علی با شنیدن این جمله یکدفعه از جایش پرید و در حالی که از شدت تعجب نزدیک بود چشمانش از حدقه بیرون بزند، آب دهانش را قورت داد و بهت زده اطرافش را نگاه کرد تا کسی را آنجا ببیند، اما شخصی آنجا نبود

    نیمه شب بود. پژواک صدای جغدها در فضا می پیچید. مرد در خواب عمیقی بود که صدایی او را به خودش آورد. انگار کسی اسم او را صدا می زد. علی بن مهزیار در رختخوابش پهلو به پهلو شد و با خودش فکر کرد که خواب می بیند. اما خواب نبود، کسی به او می گفت: اى پسر مهزيار، امسال به حج برو كه امام خود را خواهى ديد.

    علی با شنیدن این جمله یکدفعه از جایش پرید و در حالی که از شدت تعجب نزدیک بود چشمانش از حدقه بیرون بزند، آب دهانش را قورت داد و بهت زده اطرافش را نگاه کرد تا کسی را آنجا ببیند، اما شخصی آنجا نبود. حالا اشک امانش نمی داد، با خودش می گفت: یعنی می شود، بالاخره بعد از بیست بار رفتن به سفر حج برای دیدار یار، این بار قسمتم شود که ایشان را ببینم؟

    علی بن مهزیار در حالی که دلش از شوق دیدار امامش قنج می رفت، صبح زود بار و بنه برداشت و راهی مکه شد.
    در راه به هر شهری که می رسید، سراغ امامش را می گرفت و جویای ایشان بود اما در کمال نا امیدی امامش را نیافت.

    علی بن مهزیار، بالاخره به مکه رسید و حج و عمره اش را در یک هفته انجام داد. روزی او در حالی که دست زیر چانه اش گذاشته بود، غرق فکر بود که دید در كعبه گشوده شد و مردى لاغر اندام كه با دو برد (نوعی لباس است) محرم بود،خارج گرديد و نشست.

    دل علی با دیدن مرد آرام گرفت و نزد او رفت.
    مرد بعد از کمی صحبت و آشنایی با علی بن مهزیار، رو به او کرد و گفت : اهل كجايى؟
    علی جواب داد: اهل عراق.
    گفت : كدام عراق
    جواب داد: اهواز.
    مرد گفت : ابن خصيب را مى شناسى؟
    – آرى.

    مرد کمی تامل کرد و گـفـت: خدا او را رحمت كند، چقدر شب هايش را به تهجد و عبادت مى گذرانيد و عطايش زياد و اشك چشم او فراوان بود.
    بعد هم ادامه داد: ابن مهزيار را مى شناسى؟

    -آرى، ابن مهزيار منم.
    مرد گفت: خداى تعالى تو را حفظ كند، يا اباالحسن(کنیه علی بن مهزیار).

    سپس مرد دستان علی را گرفت و او را در آغوش گرفت و فرمود: يا اباالحسن، كجاست آن امانتى كه ميان تو و حضرت امام حسن عسكرى(ع) بود؟
    علی بن مهزیار جواب داد: موجود است، بعد هم دست به جيب خود برد و انگشترى كه بر آن دو نام مقدس محمد و على (ع) نـقش شده بود، بيرون آورد.

    همين كه مرد، نقش آن را خواند، آن قدر گريه كرد كه لباس احرامش از اشك چشمش تر شد و بعد گفت : خدا تو را رحمت كند يا ابا محمد( کنیه امام حسن عسکری(ع))، زيرا كه بهترين امت بودى، پروردگارت تو را به امامت شرف داده و تاج علم و معرفت بر سرت نهاده بود. ما هم به سوى تو خواهيم آمد.

    بعد از آن رو به علی کرد، گفت : چه مى خواهى و در طلب چه كسى هستى، يا اباالحسن( کنیه علی بن مهزیار)؟
    علی بن مهزیار با حال تضرع گفت : امام محجوب از عالم را.
    مرد گفت : او محجوب از شما نيست، لكن اعمال بد شما او را پوشانيده است.

    حالا برخيز و به منزل خود برو و آمـاده باش .وقتى كه ستاره جوزا غروب و ستاره هاى آسمان درخشان شد، آن جا من در انتظار تو، ميان ركن و مقام ايستاده ام.

    ابـن مـهـزيـار با اين سخن آرام شد و يقين كرد كه این بار امامش را می بیند. علی در حجره اش دائم ای طرف و آن طرف می رفت و یک دم هم آرام و قرار نداشت. بالاخره زمان موعود فرا رسید. از منزل خارج و بر حيوان خود سوار شد، که ناگهان متوجه شد که آن مرد صدایش مى زند: يا اباالحسن بيا.

    مرد به راه افتاد. در مسير، گاهى بيابان را طى مى كرد و گـاه از كـوه بالا مى رفت .بالاخره به كوه طائف رسيدند.
    مرد در آن جا گفت : يااباالحسن، پياده شو نماز شب بخوانيم.
    پياده شدند و نماز شب و بعد هم نماز صبح راخواندند.
    بـاز گفت : روانه شو، اى برادر.

    دوباره سوار شدند و راههاى پست و بلندى را طى کردند، تا آن كه بـه گـردنـه اى رسـيـدند. از گردنه بالا رفتند، در آن طرف، بيابانى پهناور ديده مى شد.
    علی بن مهزیار چشمانش را باز کرد و خيمه اى از مو ديد كه غرق نور است و نور آن تلالويى داشت .

    آن مرد گفت : نگاه كن .چه مى بينى ؟
    – خيمه اى از مو كه نورش تمام آسمان و صحرا را روشن كرده است .
    گفت : منتهاى تمام آرزوها در آن خيمه است .چشم تو روشن باد.
    وقـتـى از گردنه خارج شدند، گفت : پياده شو كه اين جا هر چموشى رام مى شود.
    ازمركب پياده شدند.

    مرد گفت : مهار حيوان را رها كن .
    علی بن مهزیار پرسید: آن را به چه كسى بسپارم ؟
    مرد گفت : اين جا حرمى است كه داخل آن نمى شود، جز ولى خدا.

    مهار حيوان را رها كردند و رفتند تا نزديك خيمه نورانى.
    مرد گفت :توقف كن تا اجازه بگيرم.

    داخل شد و بعد از زمانى كوتاه بيرون آمد و گفت: خوشا به حالت كه به تو اجازه دادند.
    علی بن مهزیار به آرزویش رسید بود.او وارد خـيـمـه شـد. اربـاب عـالم هستى و محبوب عالميان، حضرت بقية اللّه الاعـظـم، روى نمدى نشسته بودند و نطع سرخى بر روى نمد قرار داشت و آن حضرت(ع) بر بالشى از پوست تكيه كرده بودند.
    علی با صدایی لرزان سلام کرد.
    بـهـتـر از سـلام او، جوابش را دادند.

    رخسار امام(ع) مثل ماه شب چهارده بود. پيشانى ایشان گـشـاده با ابروهاى باريك كشيده و به يكديگر رسيده .چشمهايشان سياه وگشاده، بينى كشيده، گونه هاى هموار و برنيامده، در نهايت حسن و جمال، بر گونه راستش خالى بود مانند قطره اى از مشك كه بر صفحه اى از نقره افتاده باشد. موى عنبر بوى سياهى داشت، كه تا نزديك نرمه گوش آويـخـتـه و از پـيشانى نورانى اش نورى ساطع بود مانند ستاره درخشان، نه قدى بسيار بلند و نه كوتاه، اما كمى متمايل به بلندى، داشتند .

    علی مدتی بی آنکه حرکتی کند محو تماشای یار شده بود و بعد هم امام زمان(ع) از او احوال یکایک شیعیان را پرسیدند.
    او جواب داد: آنها در دولت بنى عباس در نهايت مشقت و ذلت و خوارى زندگى مى كنند.

    امام(ع) فـرمـودند: ان شـاء اللّه روزى خـواهد آمد كه شما مالك بنى عباس شويد و ايشان در دست شما ذليل گـردنـد.
    بـعد فرمودند: پدرم از من عهد گرفته كه جز، در جاهايى كه مخفى تر و دورتر از چشم مـردم اسـت، سـكـونـت نكنم، به خاطر اين كه از اذيت و آزار گمراهان در امان باشم تا زمانى كه خداى تعالى اجازه ظهور بفرمايد.

    و ادامه دادند : فرزندم، خدا در شهرها و دسته هاى مختلف مخلوقاتش هميشه حجتى قرار داده است تا مردم از او پـيـروى كنند و حجت بر خلق تمام شود.
    فرزندم، تو كسى هستى كه خداى تعالى او را براى اظهار حـق و مـحـو بـاطل و از بين بردن دشمنان دين و خاموش كردن چراغ گمراهان، ذخيره و آماده كـرده است .

    پس در مكانهاى پنهان زمين زندگى كن و از شهرهاى ظالمين فاصله بگير و از اين پـنـهان بودن وحشتى نداشته باش، زيرا كه دلهاى اهل طاعت، به تو مايل است، مثل مرغانى كه به سـوى آشـيـانـه پـرواز مـى كنند و اين دسته كسانى هستند كه به ظاهر در دست مخالفان خوار و ذليل اند، ولى در نزد خداى تعالى گرامى و عزيز هستند.

    ايـنـان اهـل قـنـاعـت و متمسك به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و تابع ايشان دراحكام دين و شـريـعـت مـى بـاشـند.

    با دشمنان طبق دليل و مدرك بحث مى كنند و حجتها و خاصان درگاه خـدايند، يعنى در صبر و تحمل اذيت از مخالفان مذهب و ملت چنان هستند كه خداى تعالى، آنان را نمونه صبر و استقامت قرار داده است و همه اين سختيها را تحمل مى كنند.

    فرزندم، بر تمامى مصايب و مشكلات صبر كن، تا آن كه خداى تعالى وسايل دولت تو را مهيا كند و پـرچـمـهاى زرد و سفيد را بين حطيم و زمزم بر سرت به اهتزاردرآورد و فوج فوج از اهل اخـلاص و تـقـوى نـزد حـجرالاسود به سوى تو آيند و بيعت نمايند.

    ايشان كسانى هستند كه پاك طينتند و به همين جهت قلبهاى مستعدى براى قبول دين دارند و براى رفع فتنه هاى گمراهان بـازوى قـوى دارنـد. آن زمان است كه باغهاى ملت و دين بارور گردد و صبح حق درخشان شود.

    خـداونـد بـه وسيله تو ظلم و طغيان را از روى زمين بر مى اندازد و امن و امان را در سراسر جهان ظـاهـر مى نمايد.
    احكام دين در جاى خود پياده مى شوند و باران فتح و ظفر زمينهاى ملت را سبز و خرم مى سازد.

    بعد فرمودند: آنچه را در اين مجلس ديدى بايد پنهان كنى و به غير اهل صدق و وفا و امانت اظهار ندارى .
    علی بن مهزیار چند روزى در خدمت امامش ماند و مسائل و مشكلات خود را از ایشان پرسید.

    در وقـت وداع، علی بيش از پنجاه هزار درهمى را كه با خود داشت، به عنوان هديه خدمت حضرت تقديم کرد و اصرار كرد كه ايشان قبول نمايند.
    مـولاى مـهـربـان تـبـسـمی کردند و فرمودند: اين مبلغ را كه مربوط به ما است در مسير برگشت استفاده كن و به طرف اهل و عيال خود برگرد، چون راه دورى در پيش دارى.
    بعد هم امام زمان(ع) دستانشان را به دعا بلند کردند و برای علی دعا فرمودند.

     

    منبع: العبقری الحسان، علامه نهاوندی

    از صفحه ما در آپارات ديدن كنيد

    مطالب مرتبط :

    مخوف‎ترین سازمان غذایی دنیا

    تاريخچه شرکت مخوف مونسانتوشرکت مونسانتو بزرگ‌ترین شرکت تولید کننده بذر(بويژه ذرت) و آفت‌کشهای تراریخته است. تراريخته يعني محصولاتي كه به‌طور ژنتيکي اصلاح شده‌اند. وب‌سايت شرکت مونسانتو اين شرکت در سال 1901 در ميسوري توسط جان فرانسيس کوييني(John Francis Queeny)، کارمند صنايع داروسازي تاسيس شد. او آغاز کار را با پول خود و سرمايه يک توزيع‌کننده نوشابه‌هاي گازدار شروع کرد. نام شرکت ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    در سال ها و قرون بعد، از این ابزار در جنگ ها و رقابت های سیاسی و نظامی سوء استفاده شد. یکی از اولین گزارش ها دربارۀ قرن ششم پیش از میلاد است. وقتی که آشوریان چاه ها و مزارع دشمنان خود را با سم ارگوت که بر روی گندم سیاه (چاودار) تولید شده بود، مسموم کردند. سوء استفاده از این بیماری ها در دورۀ ما نامش بیوتروریسم شد. در ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    پاسخ اجمالی 1. گرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب(ع) ظهور نکرده‌اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان(عج)، شرط لازم است نه کافی؛ ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    حضرت آیت ‌الله بهجت (ره) این عالم الهی در موارد بسیاری، برای رهایی از خصلت ‌های نکوهیده، سفارش به ذکر صلوات می ‌کردند؛ از جمله برای از بین رفتن عصبانیت می ‌فرمود: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». عقیق: به مناسبت سالگشت رحلت آن عالم وارسته و مرجع تقلید شیعه فواید ذکر شریف صلوات را از منظر روایات حضرات معصومین و سخنان و توصیه های آیت الله العظمی بهجت منتشر ... مطلب کامل

    صنعت پولساز تحمیق جامعه

    زندگی بشر بر روی کره خاکی توامان با پیشرفت و نوآوری شده است. پیشرفتی که برای ادامه حیات انسان ملزوم مفروض می شود. از زمان انقلاب صنعتی در قرن 17 میلادی تا به امروز، اختراعات و کشفیات جدید، هریک تحولات عمده ای در عرصه های مختلف زندگی ایجاد کرده اند. تولید نیروی محرکه از قدرت بخار، برق، تلفن، ماشین های بنزین سوز و عصر ارتباطات و دیجیتال، دنیاهای متفاوتی رقم ... مطلب کامل

    دعا به تنهایی کافی نیست، برای اصلاح و احیای جامعه قیام کنید

    بسم الله الرحمن الرحیم از اینجا دانلود کنید  مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    در گفتارهای پیشین به معرفی نگاه عامیانه و برخی آثار سوء آن پرداخته شد. از این بخش، برخی از مهمترین انواع نگاه عامیانه معرفی می‌شود. اولین نگاه عامیانه‌ای که به معرفی آن پرداخته شده، «قیامی خارج از سنن الهی» است. نوع اول نگاه عامیانه: «قیامی خارج از سنن الهی» وقتی متوجه آثار سوء به وجود آمدن نگاه عامیانه در موضوع انتظار و اهمیت جدا کردن این نگاه‌های عامیانه از موضوع شریف انتظار ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    بداء (به فتح باء) از نظر لغوی یعنی ظاهر شدن ، هویدا شدن و پدید آمدن رأی دیگری در کاری یاامری ، « ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنّنه حتی حین » سپس بعد از این که نشانه های برائت ساحت یوسف (علیه السلام) از آن بهتان برآنان آشکارگردید رأی شان براین برگشت که او را برای مدتی به زندان افکنند .(یوسف:۳۵) چنین امری (تبدل رأی) ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    توسط این جبهۀ ائتلاف صلیبی، صهیونی رویارویی جدیدی، تحت عنوان نبرد بیوتکنولوژیکی سازمان داده شده است که طی آن، انعدام نژادهای بشری ای که پست و بی ارزش می خوانندشان، با هدف ایجاد نژاد برتر در قالب اقدامات متنوعی تحت پوشش سناریوها و پروژه های دارویی و غذایی برنامه ریزی شده و به اجرا گذارده می شود. این گروه اقدامات، در کمال آرامش و بدون اینکه صدای اعتراض جدی ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    به گزارش مشرق، گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می‌گذرانند، مشکلات و بیماری‌های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایع‌ترین آن‌ها می‌پردازیم. ۱۰- خستگی چشم  هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراینجای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره می‌مانید، ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    افتخار می کنیم که خادمان حضرت مهدی ارواحنا فداه باشیم

    و با این افتخار زنده ایم

    و با این افتخار خواهیم مُرد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف. محفوظ است.