• تمام اصول کابالا در فیلم‌های برجسته هالیوودی    :   این روزها تقریباً غیر ممکن است صفحه‌ای از روزنامه‌های آمریکایی را نگاه کنید و یک هنرمند یا فرد مشهور را با دست‌بند قرمز مخصوص کابالا نبینید. مغز متفکر بزرگِ ...
  • سازمانها و نهادهای صهیونیستی مسیحی    :   چه بسیار سازمان های مسیحی که فقط در شمای مسیحیت ظاهر می شوند و اهداف صهیونیست ها را دنبال می کنند و در بسیاری از بسیاری از صهیونیست  ها هم ...
  • هوش مصنوعی مؤنثی که سوپراستار سیطره صهیونیسم شد +تصاویر    :   در فیلم سینمایی فرا ماشین (EX Machina)، هوش مصنوعی ساخته شده «آوا» نام دارد که ...
  • چرا حضرت رسول صلی الله علیه و اله يهوديان «بني‌قريظه» را نبخشيدند    :   بنی قریظه چه کسانی بودند و جریان جنگ پیامبر (ص) با آنها چه بود؟ یهودیان بنی قریظه یهودیان مدینه سه گروه مشهور بودند: 1) بنى قینقاع، هم پیمان طایفه خزرج و در ...
  • چرا فیلم «فرزند خدا» توطئه یهود را افشا کرد؟    :   پیش از آنکه بحث در خصوص فیلم «فرزند خدا» را آغاز کنیم یادآوری این نکته مهم در خصوص روایات مسیحی - یهودی از افسانه مصلوب گردیدن مسیح (ع) لازم ...
  • آیا داروینیسم یک ایدئولوژی سوخته است؟    :   داروینیسم به مثابه یک ستون پارادایم مدرنیسم را سرپا نگه می‌دارد. نه به‌عنوان فرضیه‌ای علمی بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی به‌منزله یک دین در هدایت باورهای مردم در جهت ارزش‌های مدرنیته. ...
  • وجود دو نفس زکیه در تاریخ اهل بیت

    نفس زکیه ی اول یا دوم ؟

    در تاریخ زندگانی اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین دو نفس زکیه به چشم می خورد . نفس زکیه که یکی از آنها از علائم حتمی ظهور بوده و دیگری در زمان امام صادق (ع) کشته شد و برخی از او به عنوان مدعی مهدویت یاد کرده اند .جهت روشن شدن این موضوع لازم می دانیم سرنوشت این دو نفس زکیه را به طور مختصر بیان نماییم تا مشخص شود که کدام " نفس زکیه " از علائم حتمی ظهور است.

    سرگذشت ” محمد نفس زکیه ” از نسل امام مجتبی علیه السلام به قلم مرحوم استاد سید جعفر شهیدی :

    ديگر از كسانى كه در دوران زندگانى امام صادق (ع) خود را مهدى خوانده است، محمد پسر عبد الله بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب ، نواده امام حسن مجتبى (ع) است. در جمله روايتهايى كه در باره ظهور مهدى موعود (عج) در كتابها مى‏بينيم، روايتى است‏ بدين عبارت:
    «المهدى من ولدى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى. » (مهدى از فرزندان من است نام او چون نام من و نام پدر او چون نام پدر من است.)

    در باره اين حديث از دير زمان گفتگو كرده‏ اند. به نظر مى‏رسد اين حديث را پيروان همين محمد در باره او ساخته‏ اند، چون نام او محمد و نام پدرش عبد الله است. و يا جمله «اسم ابيه اسم ابى‏» را بر روايت «المهدى من ولدى اسمه اسمى‏» افزوده ‏اند. چنان كه در برخى سندها مى‏بينيم مردى زائده نام اين جمله را بر روايت افزوده است. (۱)
    محمد در پايان دوره امويان نظر كسانى را به خود جلب كرده بود، از جمله عباسيان نيز بدو ديده دوخته بودند و انتظار قيام او را مى‏بردند.
    ابو الفرج از عمير بن فضل خثعمى روايت كرده است: روزى ابو جعفر منصور دوانیقی را ديدم در انتظار برون آمدن كسى بود كه بعدا دانستم محمد بن عبد الله بن حسن است. چون از خانه برون آمد، ابو جعفر برجست و رداى او را گرفت تا سوار شد. آنگاه جامه‏ هاى او را بر زين اسب مرتب ساخت. من ابو جعفر را مى‏شناختم اما محمد را نه. از او پرسيدم: اين كه بود كه او را چنين حرمت نهادى و ركاب او را گرفتى و جامه‏ هايش را مرتب كردى؟
    –  او را نمى‏شناسى؟
    –  نه
    –  او محمد بن عبد الله بن حسن بن حسن، مهدى ما اهل بيت است. (۲)

    شيخ مفيد از عيسى بن عبد الله چگونگى بيعت كردن گروهى از بنى هاشم را با محمد پسر عبد الله و مهدى خواندن او را چنين نوشته است:
    تنى چند از بنى هاشم كه ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس، ابو جعفر منصور، صالح بن على، عبد الله بن حسن، پسران او، محمد و ابراهيم و محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان ميان آنان بودند در ابواء (۳) گرد آمدند. صالح گفت: مى‏دانيد مردم ديده به شما دوخته ‏اند، خدا خواسته است امروز در اين مجلس فراهم آييد. اكنون با يكى از خودتان بيعت كنيد و بر آن پايدار مانيد تا خدا گشايشى دهد. عبد الله بن حسن پس از سپاس خدا گفت: مى‏دانيد پسرم (محمد) مهدى است. با او بيعت كنيم.
    ابو جعفر (منصور) گفت: چرا خود را فريب مى‏دهيد. مردم به هيچ كس‏ چون اين جوان چشم ندوخته‏ اند و چون دعوت او دعوت كسى را پاسخ نمى‏گويند. حاضران گفتند راست گفتى. اين را مى‏دانيم و همگى با محمد بيعت كردند.
    عيسى بن عبد الله كه نواده على (ع) و راوى اين حديث است گويد: فرستاده عبد الله بن حسن (پدر محمد نفس زكيه) نزد پدرم آمد و پيام آورد نزد ما بيا كه براى كارى گرد آمده ‏ايم و همين پيام را براى جعفر بن محمد (ع) برد.
    اما راوى ديگرى گويد عبد الله پدر محمد حاضران را گفت: جعفر را مخوانيد كه مى‏ترسم كار شما را به هم زند. عيسى گويد: پدرم مرا فرستاد تا پايان كار را ببينم. من نزد آن جمع رفتم. محمد را ديدم بر مصلايى بافته از برگ درخت‏ خرما نماز مى‏خواند، بدو گفتم: پدرم مرا فرستاده است تا بپرسم براى چه گرد آمده‏ ايد؟ عبد الله گفت: گرد آمده‏ايم تا با مهدى، محمد بن عبد الله بيعت كنيم. در اين حال جعفر بن محمد ( امام صادق علیه السلام )  هم رسيد و عبد الله او را نزد خود جاى داد و همان سخن را كه به من گفته بود بدو گفت.
    جعفر( امام صادق علیه السلام ) گفت: چنين مكنيد كه هنوز وقت اين كار (ظهور مهدى) نيست و به عبد الله گفت:
    اگر مى‏پندارى پسرت مهدى است، او مهدى نيست و اكنون هنگام ظهور مهدى نيست.
    و اگر براى خدا و امر به معروف و نهى از منكر قيام مى‏كنى، به خدا تو را كه شيخ ما هستى نمى‏گذاريم تا با پسرت بيعت كنيم.
    عبد الله خشمگين شد و گفت: به خدا سوگند خدا تو را از غيب آگاه نساخته، و آنچه مى‏گويى از روى حسدى است كه به پسرم دارى.
    جعفر( امام صادق علیه السلام ) گفت: به خدا آنچه گفتم از حسد نيست ولى اين و برادرانش و فرزندانش و دست‏ بر دوش ابو العباس نهاد، سپس دست‏ بر دوش عبد الله بن حسن زد و گفت آرى بخدا (خلافت) از آن تو و فرزندانت نيست و از آن آنهاست، و دو پسر تو كشته خواهند شد.
    پس برخاست و بر دست عبد العزيز پسر عمران تكيه كرد و گفت:
    آن را كه رداى زرد پوشيده ديدى؟ (مقصودش منظور دوانیقی بود)
    – آرى!
    – به خدا او آنان را مى‏كشد.
    – محمد را؟
    – بلى!
    من به خود گفتم پروردگار چنين چيزى بدو نگفته، بلكه حسد او را واداشته است اين سخن را بگويد. ولى به خدا سوگند، نمردم تا ديدم منصور دوانیقی هر دو را كشت. (۴)
    بلاذرى نوشته است: عبد الله مردمى از خاندان خود را به بيعت‏ با پسرش مى‏خواند، و از جعفر بن محمد ( امام صادق علیه السلام ) خواست تا او هم با محمد بيعت كند. جعفر ( امام صادق علیه السلام )نپذيرفت و گفت: بپرهيز و خود و خاندانت را هلاك مساز. حكومت را پسران عباس به دست‏ خواهند گرفت. اگر مى‏خواهى مردم را به خود بخوان كه فاضل‏تر از پسرت هستى. (۵) ابن حجر هيتمى اين خبر را آورده و آن را از مكاشفات امام صادق (ع) دانسته. (۶)
    ابو الفرج نوشته است: چون جعفر بن محمد، محمد بن عبد الله را مى‏ديد، اشك در ديدگانش مى‏گرديد و مى‏گفت: مردم او را مهدى مى‏خوانند و او كشته مى‏شود. (۷)
    و سرانجام چنان كه امام خبر داده بود محمد در دوران حكومت ابو جعفر منصور شهيد گرديد.

    سعيد بن عبد الله در المقالات و الفرق نويسد: فرقه‏ اى محمد بن عبد الله بن حسن بن حسن را امام دانستند و گفتند او قائم مهدى و امام است و كشته نشده است و در كوهى كه (طميه) نام دارد (و در راه مكه به جانب چپ راه است) به سر مى‏برد. (۸)
    داستان گرد آمدن آن چند تن، و با محمد بن عبد الله بن حسن بيعت كردن، و سخن ابو جعفر منصور در تاييد بيعت‏ با محمد ظاهرا اجتماع نخست اين جمعيت است و بايستى پس از كشته شدن وليد بن يزيد باشد، كه سختگيرى ماموران حكومت اندكى تخفيف يافته بود، چرا كه در حكومت هشام پسر عبد الملك و مراقبت ماموران او مجالى براى چنين اجتماع ها نبوده است. بايد پرسيد اگر اين گروه در ابواء گرد آمده و با محمد بيعت كرده‏ اند، چگونه ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس كه خواهان خلافت‏ بوده و او را ابراهيم الامام مى‏ گفته‏ اند و ماموران او براى وى از مردم بيعت مى‏گرفته‏اند با محمد نفس زكيه بيعت كرده است.
    و ابو جعفر منصور چگونه خويشاوندان نزديك خود را حمايت نكرده، با محمد بيعت كرده است.

    ابو الفرج نويسد: پس از اين اجتماع، آنان تا روزگار خلافت مروان بن محمد فراهم نيامدند. در دوره خلافت مروان به مشاوره پرداختند. ناگهان مردى نزد ابراهيم كه در آن جمع بود رفت و چيزى بدو گفت. او برخاست و بنى عباس در پى او، علويان سبب پرسيدند، گفتند: در خراسان براى ابراهيم الامام از مردم بيعت گرفتند. (۹)
    از نوشته ابو الفرج چنين بر مى‏آيد كه عباسيان جانب احتياط را از دست نداده‏ اند. نخست‏ با محمد بيعت كرده‏ اند چون به خود چنين اطمينانى نداشته‏ اند و چون خبر بيعت‏ خراسانيان به آنان رسيده، محمد را واگذارده‏ اند.
    ابو الفرج از حسين بن زيد روايت كند: ميان قبر و منبر ايستاده بودم. ديدم بنى الحسن را از خانه مروان بيرون مى‏ آوردند تا به ربذه تبعيد كنند. پس جعفر بن محمد ( امام صادق علیه السلام ) مرا طلبيد و پرسيد: چه خبر؟ گفتم: بنى الحسن را ديدم در محمل‏ها نشانده بودند. گفت: بنشين! نشستم. پس غلامى را خواست. آنگاه فراوان پروردگار خود را ياد كرد و غلام را گفت: چون آنان را آوردند، مرا خبرده. غلام آمد و خبر آوردن آنان را داد، جعفر پشت پرده‏ اى كه از موى سفيد بافته بود ايستاد. عبد الله بن حسن و ابراهيم و همه خانواده‏ شان را آوردند. جعفر چون آنان را ديد گريست چندان كه اشك او به ريشش رسيد. پس رو به من كرد و گفت: ابو عبد الله به خدا از اين پس حرمتى باقى نمى‏ ماند. به خدا انصار و پسران انصار به وعده ‏اى كه در بيعت عقبه با رسول نهادند وفا ننمودند.
    سپس گفت: آنان بيعت كردند كه از رسول و فرزندان او چون از خود و فرزندانشان دفاع كنند. (۱۰)

    از جمله فرقه‏ه اي شيعي – که انحراف آنها به نوعي مرتبط با بحث مهدويّت است – «مغيريه» يا «محمديه» است. اين فرقه از پيروان محمدبن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علي بن ابي‏طالب‏ اند که ملقب به «نفس زکيّه» و «مهدي» و «ارقط» (داراي لکه سپيد و سياه در صورت) بود.
    آنان کشته شدن او را باور ندارند و مي‏گويند: وي در کوه حاجر در نجد پنهان است و تا فرمان خدا به وي نرسد، از آنجا بيرون نمي‏آيد. [۱۱] .

    پى‏ نوشتها:
    ۱٫ كشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۶٫
    ۲٫ مقاتل الطالبين، ص ۲۳۹٫
    ۳٫ دهى از توابع يثرب بوده است. يكى از غزوه‏هاى رسول خدا كه به نام غزوه ابواء ياودان معروف است در اين محل رخ داده بود. اما آن غزوه تنها لشكركشى بود و جنگى در نگرفت.
    ۴٫ ارشاد، ج ۲، ص ۱۸۶-۱۸۴، مقاتل الطالبيين، ص ۲۳۳ (به اختصار) و ص ۲۵۷-۲۵۴٫
    ۵٫ انساب الاشراف، ص ۷۸، اثبات الوصيه، ص ۱۵۶ با اندك اختلاف در الفاظ.
    ۶٫ الصواعق المحرقه، ص ۲۰۲٫
    ۷٫ مقاتل الطالبيين، ص ۲۰۸، ارشاد، ج ۲، ص ۱۸۷٫
    ۸٫ المقالات و الفرق، ص ۷۶٫
    ۹٫ مقاتل الطالبيين، ص ۲۵۷٫
    ۱۰٫ تاريخ الرسل و الملوك، ج ۱۰، ص ۱۷۵-۱۷۴، مقاتل الطالبيين، ص ۲۲۰-۲۱۹٫
    ۱۱٫ر.ک: الملل والنحل، ج ۱، ص ۱۹۴٫

     

    ” نفس زکیه”  و علامت حتمی ظهور به قلم محمد محسن مردانی :
    نفس زکیه شخصی است به نام محمد ابن الحسن و بدلیل اینکه خیلی عابد و زاهد و پاک می­باشد در روایات به او لقب نفس زکیه داده شده است. وی از اولاد امام حسین علیه السلام بوده و به عبارتی سید حسینی می­باشد.[۱] اما برخی به گمان اینکه نام حسن -که جزء اسم می­باشد- نام جّد او است وی را سید حسنی می­نامند در حالیکه او با سید حسنی متفاوت است. زیرا سید حسنی کسی است که که وقتی به اذن خدا فرمان ظهور به حضرت بقیه الله می­رسد او بوسیله بعضی از خواص حضرت متوجه می­شود که حضرت می­خواهند ظهور کنند. لذا به نزد حضرت آمده و از ایشان استفسار می­کند و آنحضرت ایشان را آگاه می­کند. سپس او قبل از امام خروج می­کند و بدست مردم کشته می­شود و سرش به شام فرستاده می­شود[۲] و همچنین با نفس زکیه­ای که طبق روایات در پشت کوفه به همراه هفتاد نفر از یارانش شهید می­شود[۳] متفاوت است. برخی از نویسندگان معاصر آن را به شهید حکیم و یارانش که در نجف (که در پشت کوفه قرار دارد) شهید شده­اند تطبیق داده اند.[۴]

    قتل نفس زکیه از علایم حتمی
    برای ظهور و قیام حضرت صاحب الامر پنج علامت حتمی وجود دارد: یعنی به طور حتم این پنج علامت در رابطه با حضرت اتفاق خواهد افتاد. یکی از علائم حتمی ظهور قتل نفس زکیه است.[۵]

    وظیفه نفس زکیه
    بنابر آنچه از روایات و اخبار به دست می­آید وظیفه نفس زکیه پیام رسانی برای امام بوده است. همانطور که در روایت بیان شده است حضرت ولی عصر(عج) وقتی ظهور می­کند و توسط صیحه دعوتشان علنی و جهانی می­شود به یارانشان می­فرمایند که  مردم مکه مرا نمی­خواهند در حالیکه برای هدایت فرستاده شده­ام و شایسته است که شخصی همچون من این مطالب را برای ایشان بگوید تا برای آنها حجت تمام شود. سپس یکی از یارانش را می­طلبد و به ایشان می­فرماید: برو نزد اهل مکه و به ایشان بگو ای اهل مکه من فرستاده فلانی هستم و او به شما می­گوید:
    ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافت هستیم و از ذریه محمد(ص) و سلاله پیامبرانیم. ما مظلوم واقع شده­ایم و مردم به ما ستم کرده­اند و ما را آواره ساخته­اند و از هنگام رحلت رسول خدا(ص) تا امروز حق ما غصب شده است. اکنون ما از شما چشم یاری داریم و از شما یاری می­طلبیم. پس ما را یاری کنید.

    وقتی او شروع به صحبت می­کند مردم مکه بر او هجوم می­آورند و او را بین رکن و مقام به شکل خاصی سر می­برند.[۶]
    از زمان هبوط آدم تا آن زمان هیچ کس یک چنین بی­احترامی به خانه کعبه نکرده است و در آن زمان است که برای اشرار نه عذر خواهی در آسمان می­ماند و نه یاوری بر روی زمین[۷] و پانزده شب پس از این حادثه واقعه قیام رخ می­دهد همانگونه که امیر المومنین علیه السلام می­فرماید:
    انسان محترمی از قریش را در روزی محترم و در شهری محترم به قتل می­رسانند. قسم به پروردگاری که دانه را شکافت و بشر را آفرید بعد از این جریان از سلطنت ظالمان بیش از پانزده روز باقی نمی­ماند.[۸]

    حضرت پس از سه ماه و هفده روز که از ظهور گذشته و به اندازه کافی اطلاع رسانی کرده و حجت را نیز بر مردم تمام کرده­اند فعالیتشان را آغاز می­کنند.
    همچنین نفس زکیه برادری داشته است که ایشان هم در مکه به شهادت می­رسد. همانگونه که از عمار یاسر منقول است که زمانی­که نفس زکیه و برادرش به قتل می­رسند به واسطه این ضایعه فرشته­ای مقرب ندا می­دهد که امیر و سرپرست شما مهدی است و وی کسی است که زمین را پر از حق و عدل می­کند.[۹]
    ولی برخی دیگر از روایات شخص دیگری را که محمد نام دارد و جاسوس سفیانی است پسر عموی او معرفی کرده­اند که سر انجام او که محمد نام دارد به همراه خواهرش فاطمه در مسجد النبی به دار آویخته می­شود.
    به هر حال شخص دیگری که برادر و یا پسر عموی وی است جزء علائم حتمیه نمی­باشد و فقط خود نفس زکیه جزء علامات حتمی است.

    [۱] همان ، ج ۵۲ ، ص ۲۲۴
    [۲] محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبه، تهران، مكتبه الصدوق،  ۱۳۹۷ هجرى قمرى؛ ص۱۸۱
    [۳] رضوانی ، علی اصغر ، موعود شناسی ، قم ، انتشارات مسجد جمکران ، ۱۳۸۴ ، چاپ اول ، ص ۵۲۳
    [۴] کورانی ، علی ، عصر ظهور ،  ترجمه : مهدی حقی ، تهران ، چاپ و نشر بین الملل ، ۱۳۸۵ ، چاپ چهارم ، ص ۱۳۹
    [۵] علامه مجلسى، ملا محمد باقر ؛ بحار الأنوار، بیروت ، مؤسسه الوفاء ، ۱۴۰۴ هجرى قمرى ؛ ج ۵۲ ؛ ص ۲۲۰
    [۶]  بحار الأنوار، همان ،  ج ۵۲ ؛ ص۳۰۷
    [۷] طوسی ، محمد ابن الحسن ، غیبت شیخ طوسی ، ترجمه : مصطفی عزیزی ، قم ، انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۶ ، چاپ اول ، ص ۷۷۹
    [۸] بحار الأنوار، همان ، ج ۵۲ ؛ ص ۲۳۴
    الغيبه، همان ؛ ص ۲۵۸
    [۹] الكوراني العاملي ، الشيخ علي ؛ معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) ، قم ، مؤسسه المعارف الإسلاميه ، ۱۴۱۱، ج ۱ ص ۴۷۸
    السيد ابن طاووس ،  الملاحم والفتن، اصفهان ،  مؤسسه صاحب الأمر عجل الله فرجه ، ۱۴۱۶ ه ق ، چاپ اول ، ص ۱۳۲
    صافی گلپایگانی ، لطف الله ، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر ، قم ، مکتبه المرجع الدینی آیه الله العظمی الصافی الگلپایگانی ، ۱۴۲۸ ه ق ، چاپ دوم ، ج ۳ ، ص ۶۷

    از صفحه ما در آپارات ديدن كنيد

    مطالب مرتبط :

    مخوف‎ترین سازمان غذایی دنیا

    تاريخچه شرکت مخوف مونسانتوشرکت مونسانتو بزرگ‌ترین شرکت تولید کننده بذر(بويژه ذرت) و آفت‌کشهای تراریخته است. تراريخته يعني محصولاتي كه به‌طور ژنتيکي اصلاح شده‌اند. وب‌سايت شرکت مونسانتو اين شرکت در سال 1901 در ميسوري توسط جان فرانسيس کوييني(John Francis Queeny)، کارمند صنايع داروسازي تاسيس شد. او آغاز کار را با پول خود و سرمايه يک توزيع‌کننده نوشابه‌هاي گازدار شروع کرد. نام شرکت ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    در سال ها و قرون بعد، از این ابزار در جنگ ها و رقابت های سیاسی و نظامی سوء استفاده شد. یکی از اولین گزارش ها دربارۀ قرن ششم پیش از میلاد است. وقتی که آشوریان چاه ها و مزارع دشمنان خود را با سم ارگوت که بر روی گندم سیاه (چاودار) تولید شده بود، مسموم کردند. سوء استفاده از این بیماری ها در دورۀ ما نامش بیوتروریسم شد. در ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    پاسخ اجمالی 1. گرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب(ع) ظهور نکرده‌اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان(عج)، شرط لازم است نه کافی؛ ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    حضرت آیت ‌الله بهجت (ره) این عالم الهی در موارد بسیاری، برای رهایی از خصلت ‌های نکوهیده، سفارش به ذکر صلوات می ‌کردند؛ از جمله برای از بین رفتن عصبانیت می ‌فرمود: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». عقیق: به مناسبت سالگشت رحلت آن عالم وارسته و مرجع تقلید شیعه فواید ذکر شریف صلوات را از منظر روایات حضرات معصومین و سخنان و توصیه های آیت الله العظمی بهجت منتشر ... مطلب کامل

    صنعت پولساز تحمیق جامعه

    زندگی بشر بر روی کره خاکی توامان با پیشرفت و نوآوری شده است. پیشرفتی که برای ادامه حیات انسان ملزوم مفروض می شود. از زمان انقلاب صنعتی در قرن 17 میلادی تا به امروز، اختراعات و کشفیات جدید، هریک تحولات عمده ای در عرصه های مختلف زندگی ایجاد کرده اند. تولید نیروی محرکه از قدرت بخار، برق، تلفن، ماشین های بنزین سوز و عصر ارتباطات و دیجیتال، دنیاهای متفاوتی رقم ... مطلب کامل

    دعا به تنهایی کافی نیست، برای اصلاح و احیای جامعه قیام کنید

    بسم الله الرحمن الرحیم از اینجا دانلود کنید  مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    در گفتارهای پیشین به معرفی نگاه عامیانه و برخی آثار سوء آن پرداخته شد. از این بخش، برخی از مهمترین انواع نگاه عامیانه معرفی می‌شود. اولین نگاه عامیانه‌ای که به معرفی آن پرداخته شده، «قیامی خارج از سنن الهی» است. نوع اول نگاه عامیانه: «قیامی خارج از سنن الهی» وقتی متوجه آثار سوء به وجود آمدن نگاه عامیانه در موضوع انتظار و اهمیت جدا کردن این نگاه‌های عامیانه از موضوع شریف انتظار ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    بداء (به فتح باء) از نظر لغوی یعنی ظاهر شدن ، هویدا شدن و پدید آمدن رأی دیگری در کاری یاامری ، « ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنّنه حتی حین » سپس بعد از این که نشانه های برائت ساحت یوسف (علیه السلام) از آن بهتان برآنان آشکارگردید رأی شان براین برگشت که او را برای مدتی به زندان افکنند .(یوسف:۳۵) چنین امری (تبدل رأی) ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    توسط این جبهۀ ائتلاف صلیبی، صهیونی رویارویی جدیدی، تحت عنوان نبرد بیوتکنولوژیکی سازمان داده شده است که طی آن، انعدام نژادهای بشری ای که پست و بی ارزش می خوانندشان، با هدف ایجاد نژاد برتر در قالب اقدامات متنوعی تحت پوشش سناریوها و پروژه های دارویی و غذایی برنامه ریزی شده و به اجرا گذارده می شود. این گروه اقدامات، در کمال آرامش و بدون اینکه صدای اعتراض جدی ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    به گزارش مشرق، گسترش روزافزون خدمات اینترنت و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می‌گذرانند، مشکلات و بیماری‌های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ده نمونه از شایع‌ترین آن‌ها می‌پردازیم. ۱۰- خستگی چشم  هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می‌کنید، خسته می‌شوند. بنابراینجای تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت‌های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره می‌مانید، ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    افتخار می کنیم که خادمان حضرت مهدی ارواحنا فداه باشیم

    و با این افتخار زنده ایم

    و با این افتخار خواهیم مُرد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف. محفوظ است.