• “پروژه یوژنیکس” کشتار خاموش ساکنان زمین    :   کشتار خاموش ساکنان زمین موضوع "کشتار خاموش" ساکنان زمین و به حداقل رساندن این جمعیت و غلبه دادن جماعتی خاص بر عموم مردم، جزء برنامه های دائمی سران مخفی ...
  • تمام اصول کابالا در فیلم‌های برجسته هالیوودی    :   این روزها تقریباً غیر ممکن است صفحه‌ای از روزنامه‌های آمریکایی را نگاه کنید و یک هنرمند یا فرد مشهور را با دست‌بند قرمز مخصوص کابالا نبینید. مغز متفکر بزرگِ ...
  • سازمانها و نهادهای صهیونیستی مسیحی    :   چه بسیار سازمان های مسیحی که فقط در شمای مسیحیت ظاهر می شوند و اهداف صهیونیست ها را دنبال می کنند و در بسیاری از بسیاری از صهیونیست  ها هم ...
  • هوش مصنوعی مؤنثی که سوپراستار سیطره صهیونیسم شد +تصاویر    :   در فیلم سینمایی فرا ماشین (EX Machina)، هوش مصنوعی ساخته شده «آوا» نام دارد که ...
  • چرا حضرت رسول صلی الله علیه و اله يهوديان «بني‌قريظه» را نبخشيدند    :   بنی قریظه چه کسانی بودند و جریان جنگ پیامبر (ص) با آنها چه بود؟ یهودیان بنی قریظه یهودیان مدینه سه گروه مشهور بودند: 1) بنى قینقاع، هم پیمان طایفه خزرج و در ...
  • چرا فیلم «فرزند خدا» توطئه یهود را افشا کرد؟    :   پیش از آنکه بحث در خصوص فیلم «فرزند خدا» را آغاز کنیم یادآوری این نکته مهم در خصوص روایات مسیحی - یهودی از افسانه مصلوب گردیدن مسیح (ع) لازم ...
  • در امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام

    ذكر اسم،كنيه،القاب و مولد حضرت صاحب الزمان‏(عج)

    نام و برخی مشخصات حضرت مهدی

    (۱)(اسم و كنيه و القاب حضرت بقية اللَّه عليه السّلام)

    حضرت صاحب الزمان عليه السّلام همنام با حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و مكنّى به كنيه آن جناب است، در روايات آمده است كه شايسته نيست كسى آن حضرت را با نام و كنيه اسم ببرد، تا آن گاه كه خداوند بظهور او زمين را مزين كند و دولت او را ظاهر سازد حضرت بقية اللَّه ملقب است به: حجت، قائم، مهدى، خلف صالح، صاحب الزمان و صاحب، شيعيان در غيبت صغرى از وى به «ناحيه مقدسه» تعبير ميكردند، و اين در بين آنان رمزى بود كه به اين وسيله او را ميشناختند، و از روى رمز و تقيه «قائم» و «صاحب الامر» هم ميگفتند.

    (تولد حضرت صاحب عليه السّلام)

    حضرت صاحب عجل اللَّه تعالى فرجه در نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجرى در سامراء متولد شد، و اين مطلب را مرحوم كلينى- رضوان اللَّه عليه- روايت كرده است، و سن مبارك آن جناب در هنگام وفات پدرش پنج سال بوده، خداوند سبحان در حال كودكى به وى حكم داد همان طور كه به يحيى مرحمت فرمود، و او را در حال طفوليت امام قرار داد همان طور كه عيسى را در گهواره امام معرفى كرد.

    ۱- حكيمه خاتون گويد: ابو محمد حسن بن على عليهما السّلام دنبال من فرستاد و گفت:

    اى عمه افطارت را در نزد ما باش، زيرا امشب نيمه شعبان است و خداوند حجت خود را ظاهر ميكند، گويد: گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس، گفتم: فدايت گردم‏ در وى آثار حمل نيست، فرمود: مطلب همين است كه گفتم، حكيمه گويد: من به منزل ابو محمد رفتم پس از اين كه سلام كردم نرجس خاتون آمد و كفش‏ها را از پايم بيرون كرد و گفت: اى سيده من امشب حالت چگونه است؟.

    حكيمه گفت: سيده من و خانواده‏ام شما هستيد، گويد: وى از اين كلام من ناراحت شد و تعجب كرد و گفت: اين چه سخن است ميگوئيد، گفتم: اى دخترك من خداوند در اين شب كودكى بتو خواهد داد كه سيد دنيا و آخرت خواهد بود، گويد:

    وى از اين كلام شرمنده شد، گويد پس از اينكه افطار كردم و نماز عشا را اداء نمودم به خواب رفتم.

    پس از نيمه شب بار ديگر بيدار شدم و شروع به اداى نماز شب كردم، هنگامى كه از نماز خود فارغ شدم نرجس هم چنان در خواب بود، پس از تعقيب نماز همان طور كه نشسته بودم خوابم ربود، بار ديگر كه بيدار شدم باز نرجس را خوابيده يافتم، بعد از مختصرى نرجس از خواب بيدار شد و نماز خود را خواند و باز بخواب رفت.

    حكيمه گويد: من بيرون شدم تا از طلوع فجر مطلع شوم، فجر اول گذشت نرجس باز هم در خواب بود، در اين هنگام براى من شك عارض شد، ناگهان ابو- محمد فرياد زد: اى عمه شتاب مكن كه اينك موضوع انجام خواهد گرفت و فرزندم متولد خواهد گرديد، من نشستم و سوره «الم سجده» و «يس» را خواندم در اين بين كه مشغول قرائت قرآن بودم ناگهان نرجس با ناراحتى از خواب بيدار شد، من خود را به او رساندم و گفتم: نام خدا را بر زبان جارى كن.

    گفتم: چيزى احساس ميكنى؟ گفت: آرى گفتم: اين همان است كه اول شب به شما گفتم، اينك مضطرب نباش و خود را جمع كن و دلت را آرام نگهدار، پس از اين فتره براى من و او دست داد و بعد متوجه شدم امام متولد شده است، در اين هنگام جامه را از نرجس برداشتم و ديدم وى به سجده رفته است، او را در بر گرفتم و پاك و پاكيزه‏اش يافتم.

    حضرت ابو محمد عليه السّلام فرياد زد: اى عمه فرزندم را نزد من بياور، پس از اين كودك را نزد وى بردم دست خود را بر پشت او قرار داد و پاهايش را هم به سينه چسبانيد و زبانش را بدهان او آورد و دستش را هم بر گوش و چشم و مفاصل او كشيد و بعد فرمود: اى فرزند من سخن بگو، فرمود: أشهد أن لا اله إلا اللَّه و أشهد أن محمّدا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله.

    بعد از اين بر امير المؤمنين و ائمه اطهار عليهم السّلام صلوات فرستاد تا آنگاه كه به پدرش رسيد توقف كرد، حضرت ابو محمد فرمود: اى عمه اكنون كودك را نزد مادرش ببريد تا بر او سلام كند و بعد از آن بار ديگر نزد ما بياوريد، حكيمه گويد: كودك را نزد مادرش بردم و بار ديگر نزد پدرش برگردانيدم و مقابل او گذاشتم.

    حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود: اى عمه روز هفتم كودك را نزد ما حاضر كنيد، حكيمه گويد: روز بعد رفتم به ابو محمد سلام كنم، هنگامى كه پرده را برداشتم تا سيد خود را مشاهده كنم او را در جاى خود نديدم، عرض كردم: فدايت گردم پس سيد ما چه شد؟ فرمود: اى عمه ما او را بكسى سپرديم كه مادر موسى فرزندش را به او سپرد، حكيمه گويد: روز هفتم كه خدمت حضرت ابو محمد عليه السّلام رسيدم و پس از اينكه بر وى سلام كردم فرمود: اينك پسرم را حاضر كنيد، در اين هنگام حضرت صاحب عليه السّلام را در حالى كه در پارچه‏اى پيچيده شده بود خدمت آن جناب بردم، وى مانند دفعه اول همان تشريفات را انجام داد و سپس زبانش را در دهان او گذاشت مثل اينكه او را غذا ميداد و شير و يا عسل بوى ميخورانيد.

    پس از اين فرمود: اى پسرك من اكنون تكلم كنيد، فرمود: «أشهد أن لا إله إلا اللَّه» و بعد بر حضرت رسول و امير المؤمنين و ائمه اطهار عليهم السّلام صلوات فرستاد و در پدرش توقف كرد و بعد اين آيه شريفه را قرائت كرد: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ* وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ‏ موسى گويد: از عقبه خادم اين مطالب را پرسيدم گفت: حكيمه راست گفته.

    ۲- نسيم و ماريه خادم حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام گويند: هنگامى كه‏ صاحب الزمان از مادرش متولد شدند روى زانوى خود نشسته و سبابه خود را هم بطرف آسمان بلند كرد در اين هنگام عطسه نمود و سپس فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* و صلى اللَّه على محمد و آله» ستمگاران گمان كرده‏اند كه حجت خداوند باطل شده است و اگر اذن سخن گفتن به ما داده شود شك از بين خواهد رفت.

    ۳- ابراهيم بن محمد گويد: نسيم خادم گفت: يك شب پس از تولد حضرت صاحب الزمان بر او وارد شدم و در اين وقت عطسه‏اى به من عارض شد، فورا فرمود:

    يرحمك اللَّه، نسيم گويد: من خوشوقت شدم، حضرت فرمود: تو را در باره عطسه بشارت ندهم؟ عرض كردم بفرمائيد، فرمود: عطسه تا سه روز انسان را از مرگ نگه ميدارد.

    (اشخاصى كه خدمت امام عليه السّلام رسيده‏اند)

    ۱- محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر گويد: من پسر حسن بن على عليهما السّلام را در حالى كه كودك بود در ميان مسجدين مشاهده كردم.

    ۲- ابراهيم بن محمد گويد: از اشخاصى كه خدمت حضرت صاحب رسيده‏اند ابو نصر ظريف خادم بوده است.

    ۳- عبد اللَّه بن جعفر حميرى گويد: من به اتفاق شيخ ابو عمرو در نزد احمد ابن اسحاق بودم و تصميم گرفتم از وى در باره «خلف» سؤال كنم، گفتم: اى ابو عمرو ميل دارم از تو مسأله‏اى بپرسم و ليكن در موضوع آن هيچ شكى ندارم، عقيده دينى من اينست كه زمين از حجت خالى نميگردد، و چون چهل روز به روز قيامت بماند حجت برداشته ميگردد و باب توبه هم بسته مى‏شود.

    در اين هنگام اگر كسى تازه ايمان بياورد او را سودى نخواهد بود، و يا افرادى كه تا اين وقت از ايمان خود سودى نبرده باشند پس از اين نفعى نخواهند ديد و اين گروه از بدترين مخلوقات خواهند بود، و ليكن من دوست دارم كه بر يقينم افزوده گردد ابراهيم عليه السّلام هم از خداوند خواست تا طرز احياء مردگان را بوى نشان دهد خداوند فرمود: مگر تو ايمان نياورده‏اى؟ عرض كرد: چرا ايمان دارم و ليكن ميل دارم‏ اطمينان براى من حاصل گردد.

    احمد بن اسحاق به من اطلاع داد كه از حضرت ابو الحسن عسكرى عليه السّلام پرسيدم مسائل دين خود را از كدام شخص اخذ كنم و حرف كه را مورد قبول قرار دهم؟ فرمود عمرى محل اطمينان و مورد اعتماد من است، وى هر چه بشما بگويد از من ياد گرفته است، اينك به سخنان او گوش بده، وى مردى امين و موثق است.

    و ابو على هم به من گفت: از حضرت ابو محمد عليه السّلام همچه سؤالى كرده‏ام، حضرت فرمود: عمرى و پسرش هر دو ثقه ميباشند و هر چه بشما بگويند و برسانند از من گرفته‏اند اكنون به حرف آن دو گوش كنيد و از آنان اطاعت نمائيد زيرا آنها در نزد من موثق و امين هستند، و اين قول دو امام شما است كه در باره وى رسيده است.

    راوى گويد: در اين هنگام ابو عمرو بزمين افتادند و سجده كردند و گريستند، پس از اين گفت، بپرس، گفتم: ابو محمد را ديدى؟ گفت: آرى بخدا قسم گفتم:

    يك مسأله باقى مانده؟ گفت: بپرس، گفتم: اسمش چيست؟ گفت: بردن نام او بر شما حرام است و از اسم او نپرسيد، و من اين مطلب را از نزد خود نميگويم، و حق ندارم از پيش خود موضوعى را حلال و يا حرام بكنم، و او خود اين دستور را داده است.

    در نزد خليفه اين طور وانمود شده است كه ابو محمد درگذشته و از خود فرزندى باقى نگذاشته است، و لذا ميراث او را تقسيم كردند و به كسى كه استحقاق نداشت دادند، و او هم بر اين مصيبت‏ها صبر كرد، و حال اينكه وى عيالاتى دارد كه اكنون گردش مى كنند، و ليكن كسى جرأت نميكند خود را به آنان معرفى كند و يا چيزى به آنها برساند، و اگر اسم او برده شود در طلبش بيرون خواهند شد، اينك از خدا بترسيد و از بردن نام وى خوددارى كنيد.

    ۴- خادمه ابراهيم بن عبده نيشابورى كه از زنان صالحه بود گويد: من با ابراهيم در صفا ايستاده بودم كه ناگهان صاحب الامر عليه السّلام آمد و در كنار او توقف كرد، و كتاب مناسك او را گرفت و مطالب به وى تعليم كرد.

    ۵- ابو على احمد بن ابراهيم بن ادريس از پدرش روايت ميكند كه وى گفت:

    من صاحب را بعد از وفات پدرش ديدم در حالى كه جوان بود و دست و سرش را بوسيدم.

    ۶- احمد بن نظر گويد: روزى در مجلس قنبرى كه از اولاد قنبر بزرگ غلام حضرت رضا عليه السّلام بود حديث جعفر بميان آمد و وى جعفر را مذمت كرد، گفتم: غير از او كسى نيست، وى متذكر حضرت حجت شد گفتم: شما او را ديده‏اى؟ گفت: جعفر دو مرتبه او را ديده است.

    ۷- ابو هارون كه يكى از شيعيان بود گفت: من صاحب الزمان را ديدم در حالى كه چهره‏اش مانند ماه ميدرخشيد و در سره آن حضرت موئى ديدم كه مانند خطى كشيده بود، هنگامى كه جامه را از وى دور كردم ديدم ختنه شده است و از پدرش اين جريان را پرسيدم فرمود: وى هم چنان متولد شده است و ليكن ما براى اينكه به سنت عمل كرده باشيم كاردى بر وى خواهيم كشيد.

    و اگر ما بخواهيم نام جميع اشخاصى كه خدمت آن حضرت رسيده‏اند ذكر كنيم كتاب بطول خواهد انجاميد، و پس از اين در باب ديگر اخبارى به اين مناسبت ذكر خواهيم كرد و در اين باب همين اندازه كافى است و مقصود ما را هم حاصل ميكند.

    [ (۲) دلائل امامت از نظر عقل و نص‏]

    (دليل امامت حضرت صاحب عليه السّلام از نظر اعتبار)

    به دلائل عقلى وجوب امامت ثابت شده، و معلوم گرديده كه خداوند متعال بندگان مكلف خود را در هيچ زمانى بدون امام معصوم رها نخواهد كرد، زيرا بايد امامى در ميان مردم باشد تا مفاسد و قبايح را براى آنان بيان كند و به طرق سعادت و كمال رهنمائى نمايد، تشخيص اين امام يا از طريق نصوص است كه او را به مردم معرفى كرده باشند، و يا وقوع معجزه و خرق عادت است كه به اين وسيله صدق مدعاى وى براى مردم روشن گردد.

    پس از امامت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام جز در مورد حضرت مهدى سلام اللَّه عليه و عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف براى احدى اين صفات ديده نشده و كسى هم براى ديگرى ادعاى نص بر امامت نكرده، پس با اين مقدمه امامت حضرت بقية اللَّه ثابت است، زيرا اجداد و پدر او عليهم السّلام بر امامت و خصوصيات او تصريح كرده‏اند و اگر مطلب غير از اين باشد حق از ملت اسلام خارج ميگردد.

    راجع به امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام از حضرت رسول و ائمه اطهار عليهم السّلام روايات و نصوص زيادى رسيده و جريان غيبت و ظهور آن جناب را به خوبى روشن كرده‏اند، و ما كليه اين اخبار را كه دلالت بر امامت آن بزرگوار دارد پس از اين در فصل مخصوصى ذكر خواهيم كرد تا موضوع امامت و غيبت او از هر جهت روشن گردد، و دوستان وى با عقيده ثابت در صراط مستقيم حق قدم بردارند.

    (۲)(نصوص وارده بر غيبت حضرت صاحب عليه السّلام)

    ۱- جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: مهدى از فرزندان من خواهد بود، نام او نام من و كنيه وى كنيه من است، وى از همه مردمان به من اشبه است، وى مدتى از انظار پنهان خواهد شد، و در اين غيبت گروهى از مردم در حيرت و سرگردانى خواهند افتاد، پس از مدتى از پشت پرده بيرون ميگردد و همچون ستاره فروزانى ميدرخشد، و زمين را از عدل و داد پر ميكند همچنان كه از جور و ستم پر شده باشد.

    ۲- ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: مهدى از فرزندان من است وى با من همنام و كنيه خواهد بود، او از نظر آفرينش و اخلاق به من اشبه است، او را غيبتى خواهد بود كه گروهى از طول غيبت گرفتار حيرت و سرگردانى خواهند شد، بعد از مدتى مانند ستاره روشنى طلوع خواهد كرد و زمين را كه از جور و ظلم پر شده باشد پر از عدل و مهربانى ميسازد.

    ۳- صالح بن عقبه از پدرش و او از حضرت صادق روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: مهدى از فرزندان من خواهد بود، او را غيبتى است كه گروهى از طول آن در حيرت خواهند افتاد، وى ذخائر پيغمبران را خواهد آورد و زمين را پر از عدل ميكند بعد از اينكه از جور پر شده باشد.

    ۴- ابن عباس گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: على بن ابى طالب امام امت من و جانشين من بر آنها ميباشد، قائم منتظر از فرزندان اوست كه زمين را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر خواهد كرد، به خداوندى كه مرا براستى برانگيخت معتقدين به امامت وى در زمان غيبتش از كبريت احمر گران‏بهاتر هستند، در اين هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه قائم كه از فرزندان شما خواهد بود غيبت خواهد كرد؟ فرمود: آرى به خداوند سوگند پروردگار مؤمنين را به غيبت او آزمايش خواهد كرد و كافرين را از بين ميبرد، اى جابر غيبت وى سرى از اسرار خداوند است كه علت آن از مردم مخفى شده است اينك در خود شكى راه نده زيرا كه شك و حيرت در اين باره كفر است.

    ۵- هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «قائم» از فرزندان من است، نام او نام من و كنيه وى كنيه من ميباشد، او در هيئت و رنگ و رخساره مانند من است، مهدى با سنت من ظهور خواهد كرد و مردم را به ملت و شريعت من دعوت ميكند و آنان را بطرف كتاب خداوند ميخواند.

    اكنون هر كه از وى اطاعت كند مرا اطاعت كرده است و هر كس از فرمان وى سرپيچد از دستور من تمرد كرده است، هر كس منكر غيبت وى گردد مرا انكار نموده است، هر كه او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده است، هر كس او را تصديق كند مرا تصديق كرده است، من به خداوند شكايت ميبرم از اشخاصى كه گفتارم را در باره وى تكذيب كنند، و حرفهاى مرا انكار نمايند، و امت مرا از راه او برگردانند، و زود است كه ستمكاران متوجه اعمال خود شوند.

    ۶- اصبغ بن نباته گويد: امير المؤمنين عليه السّلام را مشاهده كردم در حالى كه در فكر فرو رفته و سر بزير افكنده بود، عرض كردم: يا امير المؤمنين چرا متفكر هستى و بر زمين نگاه ميكنى؟ آيا بزمين رغبت پيدا كرده‏اى؟ فرمود: نه به پروردگار سوگند رغبتى بزمين ندارم و هرگز بدنيا ميل نبسته‏ام، من در باره يازدهمين فرزند خود كه از پشت من ظهور خواهد كرد و زمين را از عدل و داد پر ميكند همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد در فكر فرو رفته‏ام.

    براى اين فرزندم غيبت طولانى در پيش است و مردم از طول غيبت در حيرت و سرگردانى خواهند افتاد، گروهى از مردم گمراه ميشوند و جماعتى ديگر هدايت مى گردند، گويد: عرض كردم: يا امير المؤمنين اين موضوع انجام خواهد گرفت؟ فرمود:

    آرى اين مطالب پيش مى‏آيد و تو از اين موضوعات اطلاع ندارى معتقدين بوى از بهترين افراد اين امت هستند كه با نيكان عترت همراه ميباشند، گويد: عرض كردم:

    بعد از اين چه خواهد شد؟ فرمود: خداوند مقدرات خود را ظاهر خواهد ساخت و عنايات خود را به معرض ظهور و بروز خواهد رسانيد.

    يكى از كلمات مشهور امير المؤمنين عليه السّلام كه به كميل بن زياد فرموده اين است:

    خداوندا تو زمين را از حجت خالى نميگذارى، اين حجت يا در ميان مردم ظاهر و مشهور است، و يا از ترس در پشت پرده غيبت ميباشد و وجود حجت براى اينست كه برهان و دلائل تو از بين نرود و به مردم اتمام حجت شده باشد.

    ۷- اصبغ از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن جناب فرمود: قائم به اندازه در پشت پرده غيبت خواهد ماند كه جهال ميگويند خداوند به آل محمد احتياجى ندارد.

    ۸- حضرت عبد العظيم حسنى از حضرت جواد عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود: غائب ما به اندازه غيبتش طول خواهد كشيد كه شيعيان در غيبت او مانند گوسفندان كه در دنبال چراگاه ميدوند و به آن نميرسند خواهند بود، اينك هر كس در عقيده خود ثابت بماند و از طول غيبت متحير و سرگردان نگردد روز قيامت با من خواهد بود، و نيز فرمود: قائم ما هر گاه قيام كند بيعت احدى در گردن او نخواهد بود، و براى همين جهت ولادت او از انظار مخفى است و شخصش هم از ديده نهان است.

    ۹- علي بن ابراهيم از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود: اى حسين نهمين فرزند تو قائم بر حق است، او دين را ظاهر كرده و عدل را در زمين جارى ميكند، حسين عليه السّلام فرمود: عرض كردم: اين قضيه عملى خواهد شد؟ فرمود: آرى به خداوندى كه محمّد را براستى برگزيد و او را به نبوت مبعوث كرد، و ليكن او غيبت طولانى خواهد داشت كه جز مردان مخلص كه روح يقين در كالبد آنها جاى دارد در عقيده خود ثابت نخواهند ماند، و اينان هم افرادى هستند كه خداوند ميثاق ولايت ما را از آنان اخذ كرده و اينان را در دلهاى آنها جاى داده و با تاييدات خود آنان را تاييد كرده است.

    ۱۰- حنان بن سدير از ابو سعيد عقيصا روايت ميكند كه پس از مصالحه حضرت مجتبى عليه السّلام با معاويه مردم خدمتش رسيدند و در مورد صلح با معاويه آن حضرت را ملامت كردند، امام حسن فرمود: واى بر شما نميدانيد من چه عملى را انجام داده‏ام؟! به خداوند سوگند عمل من براى شيعيانم از آنچه كه خورشيد بر آن پرتو مى افكند بهتر است.

    مگر شما نميدانيد من امام شما هستم، و اطاعت من بر شما واجب است و من يكى از سيد جوانان اهل بهشتم و جدم به اين موضوع تصريح كرده است، گفتند: آرى مى دانيم، فرمود: مگر نميدانيد هنگامى كه خضر كشتى را سوراخ كرد و غلام را كشت و ديوار كج را راست نمود حضرت موسى بر وى اعتراض كرد، زيرا موسى از وجه حكمت آن اطلاع نداشت در صورتى كه نزد خداوند عمل خضر خوب بود.

    مگر نميدانيد كه بيعت جبابره و طاغيان زمان بر گردن همه ما اهل بيت هست، و فقط قائم ما از اين مورد مستثنى است و هيچ كس بر گردن او بيعت ندارد، قائم همان كسى است كه حضرت عيسى پشت سر او نماز ميخواند، خداوند ولادت او را مخفى مى دارد و شخص او را از انظار پنهان ميكند تا كسى در گردن او بيعت نداشته باشد، وى‏ نهمين فرزند از اولاد برادرم حسين است كه از سيده كنيزان متولد خواهد شد، خداوند عمر او را طولانى خواهد كرد و در پشت پرده غيبت نگاه خواهد داشت، و پس از مدتى طولانى ظهور ميكند در حالى كه جوان است و سنش از چهل سال كمتر نشان ميدهد، و اين براى اين است كه مردم بدانند خداوند بهر چيزى قادر است.

    ۱۱- محمّد بن ابى عمير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حسين بن علي عليهما السّلام فرمود: در نهمين فرزند من سنتى از يوسف و سنتى از عيسى خواهد بود، و او قائم ما اهل بيت است و خداوند مقدمات ظهور او را در يك شب فراهم خواهد كرد.

    ۱۲- همدانى از آن حضرت روايت كرده كه فرمود: قائم اين امت نهمين فرزند من است كه امر خلافت در دست او قرار خواهد گرفت، و او كسى است كه در حال حياتش ميراث او تقسيم خواهد شد.

    ۱۳- يحيى بن وثاب از عبد اللَّه بن عمر روايت ميكند كه از حسين بن علي عليهما السّلام شنيدم ميفرمود: اگر جز يك روز از عمر دنيا باقى نماند خداوند آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از فرزندان من بيرون شود و دنيا را پر از عدل و داد كند پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد، و من اين حديث را همين طور از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله شنيده‏ام.

    ۱۴- حمزة بن حمران از سعيد بن جبير روايت كرده كه او گفت: از حضرت سجاد عليه السّلام شنيدم ميفرمود: در قائم ما خصلت‏هائى از شش پيغمبر كه عبارتند از: نوح، ابراهيم، موسى، عيسى، ايوب، و محمّد عليهم السّلام وجود دارد، طول عمر از نوح، مخفى بودن ولادت و كناره‏گيرى از مردم از ابراهيم، خوف و تقيه از موسى، اختلاف مردم از عيسى، فرج بعد از ابتلاء از ايوب، و خروج با شمشير از محمّد صلى اللَّه عليه و آله.

    راوى گويد: از آن حضرت بار ديگر شنيدم ميفرمود: ولادت قائم ما از انظار مردم پنهان است، و حتى مردم خواهند گفت: او هنوز متولد نشده است، قائم هنگامى كه خروج كند تحت بيعت كسى نخواهد بود.

    ۱۵- علي بن ابراهيم از عمرو بن ثابت روايت ميكند كه حضرت سجاد عليه السّلام فرمود:

    هر كس در هنگام غيبت قائم ما به دوستى ما ثابت بماند خداوند به وى اجر هزار شهيد مانند شهداى بدر خواهد داد.

    ۱۶- عبد اللَّه بن عطا گويد: به حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم: شيعيان شما در عراق زيادند و در ميان اهل بيت هم كسى مانند شما نيست، امام باقر فرمود: سخنان بى‏سر و ته افراد بدون اراده در گوش تو اثر كرده، به خداوند قسم من صاحب شما نيستم، صاحب شما آن كسى است كه ولادتش از نظر مردم مخفي بماند.

    ۱۷- ابو الجارود زياد بن منذر از حضرت باقر عليه السّلام روايت ميكند كه آن جناب به من فرمود: هر گاه چرخ زمان برگشت و مردم گفتند: قائم از دنيا رفته، و يا كشته شده و معلوم نيست در كجا است؟ و افرادى هم ميگويند: قائم در اين دنيا نيست و اكنون استخوانهايش هم در زير زمين پوسيده، در اين هنگام كه مردم اين گونه سخنان را بر زبان جارى ميسازند تو اميدوار باش، و هر گاه شنيديد كه وى در كجا است فورا بطرف او حركت كنيد و لو اينكه مانند كودكان دست و پا كنيد.

    ۱۸- ابو بصير از حضرت باقر عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: در صاحب الامر چهار سنت از چهار پيغمبر هست، خوف و انتظار از موسى، زندان از يوسف، خروج با شمشير از محمّد، و اما نسبت به حضرت عيسى مردم خواهند گفت: قائم مرده است در صورتى كه وى حيات دارد، همان طور كه در مورد عيسى اختلاف شده است.

    ۱۹- محمد بن مسلم گويد: خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيدم و در نظر داشتم در مورد قائم از وى سؤالاتى بكنم، قبل از اينكه من آغاز سخن كنم، امام عليه السّلام فرمود:

    اى محمّد بن مسلم قائم آل محمّد به پنج پيغمبر شباهت دارد و آنان عبارتند از: يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمد عليهم السّلام.

    اما شباهت او با يونس از اين جهت است كه آن حضرت پس از غيبت طولانى ظهور خواهد كرد و با كبر سنى كه دارد از نظر صورت جوان است، و شباهت به يوسف از اين نظر است كه از ميان خويشاوندان و عموم مردمان دور است، در صورتى كه از نظر مسافت بين او و خويشاوندان و اهل بيتش فاصله‏اى در بين نيست.

    و اما از جهت موسى براى اين است كه همواره در حال خوف و تقيه است، و ولادتش از نظر مردم پنهان است، و شيعيان هم در غيبت طولانى او از دست دشمن در رنج و اذيت ميباشند تا آن گاه كه خداوند اذن قيام دهد و او را بر دشمنان و مخالفينش پيروز گرداند.

    و اما از جهت عيسى از اين نظر است كه مردم در باره وى اختلاف ميكنند، گروهى ميگويند وى به دنيا نيامده، جماعتى اظهار ميكنند وى مصلوب شده و كشته گرديده است، و اما شباهت او به جدش حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله براى اين است كه شمشير ميكشد و دشمنان خدا و رسولش را ميكشد، و با ظالمين و ستمگران جنگ ميكند، پروردگار او را با شمشير و انداختن رعب در دل ظالمين يارى خواهد نمود و پرچم او همواره جلو خواهد رفت و به عقب بر نخواهد گشت، از علائم ظهور او خروج سفيانى در شام و خروج يمانى در يمن، و صيحه آسمانى در ماه رمضان، و فرياد منادى كه او را با نام خود و پدرش فرياد خواهد زد.

    ۲۰- محمّد بن سنان از صفوان بن مهران روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود:

    هر كس به امامت ائمه اقرار كند و به امامت مهدى عقيده نداشته باشد مانند اين است كه به همه پيغمبران معتقد باشد ولى نبوت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را انكار كند، خدمت حضرت صادق عرض كردند: مهدى از فرزندان تو كدام است؟ فرمود: پنجمين نفر از فرزندان هفتمى كه شخصش از نظر شما نهان است و بردن نامش هم بر شما جائز نيست.

    ۲۱- احمد بن هلال از ابو الهيثم بن ابى حيه روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر گاه سه نام متوالى كه عبارتند از: محمد، على، و حسن با هم اجتماع كردند چهارمى آنها قائم است.

    ۲۲- مفضل بن عمر گويد: خدمت سيد خود حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: اى آقاى من چو ميشد كه ما را از امام بعد از خودت مطلع ميكرديد؟ فرمود:

    اى مفضل امام بعد از من موسى است، و خلف منتظر هم «م ح م د» بن على بن محمد ابن على بن موسى خواهد بود.

    ۲۳- محمد بن خالد برقى از ابراهيم كرخى روايت كرده كه گفت: خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و هنگامى كه نشستم ناگهان موسى بن جعفر عليهما السّلام در حالى كه كودك بود وارد شد، من از جاى خود برخاستم و دست او را بوسيدم و بار ديگر در جاى خود قرار گرفتم، در اين هنگام امام صادق فرمود: اين كودك پس از من بر شما امام است، و ليكن گروهى در مورد وى هلاك خواهند شد و جماعتى هم به سعادت خواهند رسيد، خداوند قاتل او را لعنت كند و بر عذاب او بيافزايد.

    خداوند از صلب او بهترين اهل زمين را خارج ميكند كه با جد خود محمد هم نام است، او در مقام جدش خواهد نشست و با احكام و سنن او عمل خواهد نمود، وى معدن امامت و حكمت بوده و با احكام آن كاملا آشنا است، يكى از ستمگاران بنى فلان پس از مشاهده عجائبى از وى براى حسد او را خواهد كشت، و ليكن خداوند امر خود را به آخر خواهد رسانيد اگر چه مشركين اباء و امتناع داشته باشند.

    پروردگار از صلب اين دوازدهمين امام را بيرون ميكند و عدد ائمه اثنا عشر را تكميل ميسازد، خداوند آنان را به كرامت خود اختصاص داده و در خانه مقدس خود جاى مرحمت كرده است، امام دوازدهمين از اين ائمه مانند كسى است كه در مقابل حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله شمشير كشيده و به جهاد پرداخته است.

    راوى گويد: در اين هنگام يكى از طرفداران و دوستان بنى اميه وارد شد و حضرت صادق عليه السّلام سخن خود را قطع كرد، و من مكرر خدمت امام صادق رسيدم تا دنبال اين سخنان را بفرمايد و ليكن به مقصود خود نائل نشدم، و ليكن در سال بعد كه خدمت حضرت رسيدم و پس از سلام فرمود: اى ابراهيم امام دوازدهم اندوه و غم را زايل ميكند و سختى و محنت را از شيعيان برطرف ميسازد، پس از اينكه شيعيان در فشار و رنج قرار گرفته و مدتى دراز در بلاء و تعب مانده باشند، خوشا به حال افرادى كه آن زمان را درك كنند، پس از آن فرمود: اى ابراهيم آيا همين اندازه برايت كافى است؟ ابراهيم گويد: بعد از اين فرمايش ديگر مطلبى به من خوش نيامد و دلم چيزى را قبول نكرد، زيرا از فرمايش امام عليه السّلام دلم خوشحال و چشمم روشن گرديد

    ۲۴- محمد بن خالد برقى از مفضل بن عمر روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: نزديك‏ترين اعمال و پسنديده‏ترين افعال نزد خداوند در هنگام غيبت ولى عصر انتظار فرج است، و اين براى افراديست كه در غيبت ولى عصر گرفتار ترديد نشوند و بدانند كه با غيبت حجت خدا عهد و ميثاق پروردگار باطل نشده و حجت از بين نرفته است.

    و اما سخت‏ترين غضب خداوند بر افرادى قرار خواهد گرفت كه حجت خدا را نيابند و در مورد او گرفتار شك و ترديد گردند، خداوند چون ميدانست دوستان او در هنگام غيبت حجتش گرفتار ترديد نخواهند شد او را از انظار پنهان كرد، و در غير اين صورت ولي عصر را از انظار غايب نميساخت، و كسانى كه منكر غيبت حجت خداوند باشند از شرار مردم محسوب ميشوند.

    ۲۵- عبد الرحمن بن ابى نجران از سدير صيرفى روايت ميكند كه از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: در قائم خصلتى از يوسف هست، عرض كردم: مقصود شما غيبت و سرگردانى اوست؟ فرمود: چرا اين ملت اشباه خنازير منكر اين مطلب ميشوند در صورتى كه برادران يوسف از فرزندان انبياء و اسباط بودند، آنان برادر خود را فروختند و پس از اين او را نشناختند تا اين كه يوسف خودش گفت: من يوسف هستم و اين هم برادر من است.

    اكنون چرا اين امت منكر غيبت حجت خدا ميشوند؟ يوسف در مصر سلطنت ميكرد و بين او با پدرش فقط هژده روز فاصله بود، و اگر خداوند اراده ميكرد جاى او را به پدرش نشان ميداد به خداوند سوگند هنگامى كه به يعقوب مژده دادند كه يوسف در مصر است او در نه روز خودش را به مصر رسانيد.

    پس اينك چرا اين ملت نميخواهد قبول كند كه خداوند با حجت خود مانند يوسف معامله كند، آرى حجت خداوند هم مانند يوسف در كوچه‏ها و بازارها راه ميرود و ليكن مردم او را نميشناسند تا آنگاه كه وقتش برسد و او هم مانند يوسف خود را معرفى كند، امام عليه السّلام اين آيه را قرائت فرمود: هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ* قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي‏ ۲۶- احمد بن محمد بن عيسى از زرارة بن اعين روايت كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: قائم قبل از اينكه قيام كند غيبتى خواهد داشت گفتم:

    چرا؟ فرمود: براى اينكه از دشمنانش ميترسد- حضرت در اين هنگام به شكم خود اشاره كردند- سپس فرمود: اى زراره او كسى است كه مردم انتظارش را خواهند داشت، و او همان است كه ولادتش از انظار مردم مخفى خواهد بود، گروهى ميگويند او هنوز متولد نشده، جماعتى اظهار ميكنند: وى از انظار مردم نهان است، بعضى ميگويند: او هنوز در شكم مادرش هست، دسته خواهند گفت: او دو سال قبل از فوت پدرش وفات كرده است.

    در حالى كه وى نمرده و در پشت پرده غيبت در انتظار اذن خداوند است تا فرمان خروج او را بدهد، و ليكن پروردگار با غيبت او ميخواهد شيعيان را بيازمايد، در غيبت ولى عصر اهل باطل گرفتار شك و ترديد ميگردند و در حيرت و سرگردانى فرو ميروند، زراره گويد: عرض كردم: قربانت گردم: اگر من آن زمان را درك كردم چه عملى انجام دهم؟ فرمود: اى زراره هر گاه آن عصر را درك كردى به قرائت اين دعا مداومت كن:

    «اللهم عرّفنى نفسك، فانك ان لم تعرّفنى نفسك لم أعرف رسولك، اللهم عرّفنى رسولك فانك ان لم تعرّفنى رسولك لم أعرف حجتك، اللهم عرّفنى حجتك فانك ان لم تعرّفنى حجتك ضللت عن دينى» پس از اين فرمود: اى زراره در مدينه كودكى كشته خواهد شد، گويد عرض كردم: قربانت گردم مگر لشكريان سفيانى او را نخواهند كشت فرمود: خير، او را لشكريان بنى فلان ميكشند، او وارد مدينه ميگردد و مردم نميفهمند از كدام طرف رفت و سپس آن كودك را ميگيرد و ميكشد، هنگامى كه اين كودك از روى ظلم و ستم كشته شد پروردگار آنها را مهلت نميدهد و شما در اين هنگام در انتظار فرج باشيد.

    ۲۷- يونس بن عبد الرحمن از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود: در اين زودى براى شما شبهه‏اى پيش خواهد آمد كه نه علم خروج از آن را داريد و نه امامى هست كه شبهه را براى شما حل كند، و در سرگردانى خواهيد ماند افرادى كه بخواهند از اين گونه شبهات رهائى پيدا كنند بايد دعاى غريق را بخوانند گويد: عرض كردم دعاى غريق كدام است؟ فرمود: ميگوئى:

    «يا اللَّه يا رحمان يا رحيم، يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك» گفتم: «يا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دينك» فرمود: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و ليكن همان طور كه من دستور دادم قرائت كن و بگو: «يا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دينك» ۲۸- سدير صيرفى در حديث مفصلى از حضرت صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: خداوند عمر بنده صالح خود خضر را براى اين طولانى نكرد كه او را نبوت داده و يا كتابى بر وى نازل كرده و يا شريعت او شرايع ديگر را نسخ نموده، و يا اينكه او را امام مردم معين كرده و آنها را ملزم ساخته است تا از وى متابعت كنند و او را اطاعت نمايند پروردگار متعال چون ميدانست كه عمر حضرت قائم در غيبت بطول خواهد انجاميد و مردم غيبت او را براى طول مدت انكار خواهند كرد، لذا عمر حضرت خضر را طولانى كرد تا مؤيد طول عمر حضرت قائم گردد، و حجت و برهان معاندين در انكار اين موضوع باطل شود و حجت بر مردم تمام بشود.

    ۲۹- سعد بن عبد اللَّه از على بن جعفر روايت ميكند كه موسى بن جعفر عليهما السّلام فرمود، هر گاه نفر پنجم از اولاد هفتم از ميان شما رفت در اين هنگام از خدا بترسيد و متوجه دين خود باشيد كه شما را از راه راست منحرف نكنند، فرمود: اى برادرم صاحب اين امر به اندازه‏اى غيبتش طول خواهد كشيد كه گروهى از معتقدين به اهل بيت عليهم السّلام هم از او برميگردند و اين محنتى است كه خداوند بندگان خود را بوسيله آن آزمايش ميكند، و اگر پدران و اجداد شما ميدانستند دين بهترى از اين هست از او متابعت ميكردند، على بن جعفر فرمود: عرض كردم: اى سيد من پنجمين از اولاد هفتم كدام است؟ فرمود: اى برادر عقل شما اين موضوع را درك نميكند و اگر زنده‏ مانديد او را خواهيد ديد.

    ۳۰- على بن ابراهيم از يونس بن عبد الرحمن روايت ميكند كه خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه شما قائم به حق هستيد؟

    فرمود من قيام به حق دارم و ليكن آن قائم كه زمين را از دشمنان خدا پاك ميكند و جهان را پر از عدل و داد ميسازد پس از اينكه از ظلم و جور پر شده باشد پنجمين فرزند من است و براى وى غيبتى خواهد بود كه گروهى در هنگام غيبت او مرتد ميشوند و جماعتى هم ثابت قدم ميمانند، پس از اين فرمود: خوشا به حال شيعيان ما كه دست از ريسمان ولاء ما برندارند و به غيبت قائم ما ثابت باشند، هر كس در دوستى ما پا بر جا باشد و از دشمنان ما تبرى جويد از ما خواهد بود، آنان از امامت ما راضى بوده و ما هم از متابعت و تشيع آنها نسبت به خودمان رضايت داريم، خوشا به حال آنان، به پروردگار سوگند آنها روز قيامت با ما در يك درجه خواهند بود.

    ۳۱- محمد بن حسن صفار از ايوب بن نوح روايت كرده كه خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: ما اميدوار هستيم كه صاحب الامر شما باشيد و خداوند اين مقام را ناگهان در عهده شما بگذارد بدون اينكه شمشير بزنيد، زيرا اكنون مردم با تو بيعت كرده و به نام شما سكه زده‏اند، فرمود: مردم همواره با ما مكاتبه دارند و مسائل خود را از ما ميپرسند و با انگشت ما را به همديگر معرفى ميكنند و اموال خود را هم بطرف ما حمل مينمايند، و ليكن دشمنان ما چون از اين جريان ناراحت هستند بلا- فاصله ما را دستگير ميكنند و يا مسموم ميسازند اين جريان همواره ادامه دارد تا آنگاه كه خداوند مردى را برانگيزاند كه ولادت و منشأش مخفى است ولى از نظر نسب نزد همگان معروف ميباشد.

    ۳۲- على بن ابراهيم از ريان بن صلت روايت كرده كه خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: شما صاحب الامر هستيد؟ فرمود: من صاحب امر هستم، و ليكن آن صاحب الامر كه زمين را پر از عدل و داد ميكند پس از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد غير از من است، من با اين ضعف بدن هرگز نميتوانم صاحب الامر باشم، قائم هر گاه‏ خروج كند از نظر سن و سال پير است و ليكن از جهت منظره و رخسار جوان ميباشد صاحب الامر از نظر قواى بدنى بسيار نيرومند است و ميتواند با يك حركت درختى را از بن بر كند، و اگر در بين كوه فرياد بزند صخره‏هاى عظيم را از هم پراكنده ميسازد عصاى موسى و خاتم سليمان با او خواهد بود، و وى چهارمين نفر از فرزندان من است خداوند تا آنگاه كه مشيتش تعلق گيرد او را در پشت پرده غيبت نگه ميدارد و پس از آن ظاهر ميسازد و زمين را بعد از ظلم و ستم پر از عدل و داد ميكند، گويا مينگرم مردم را در حالى كه از ظهور او نااميد شده‏اند فريادى خواهند شنيد، و به اين وسيله از ظهورش مطلع خواهند شد، قائم ما براى مؤمنين رحمت و براى كافرين عذابى دردناك است.

    ۳۳- على بن ابراهيم از على بن حسين بن خالد روايت كرده كه حضرت رضا عليه السّلام فرمود: دين ندارد كسى كه ورع ندارد، ايمان ندارد كسى كه تقيه نميكند، گراميترين شما در نزد پروردگار آن كس است كه تقوايش بيشتر باشد و تقيه را مورد عمل قرار دهد، خدمت حضرت عرض كردند: يا ابن رسول اللَّه تا كدام وقت بايد تقيه كرد؟ فرمود تا روز معين كه روز خروج قائم ما است، و هر كس قبل از خروج قائم ما تقيه را ترك كند از ما نخواهد بود.

    خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض شد: يا ابن رسول اللَّه قائم از اهل بيت شما كدام است؟ فرمود: چهارمين نفر از فرزندان من كه از سيده كنيزان متولد خواهد شد و پروردگار بوسيله آن زمين را از هر ظلم و جنايتى پاك ميكند، و قائم همان كس است كه ولادتش از انظار مخفى بوده و قبل از خروجش مدتى در غيبت خواهد ماند، هنگامى كه از پشت پرده غيبت بيرون گردد زمين روشن مى‏شود و بساط عدل و داد را در ميان مردم خواهد افكند، قائم همان است كه زمين براى او در هم مى‏پيچد و سايه هم ندارد، او همان است كه در موقع خروجش از آسمان فرياد ميزنند و وى را به جهانيان معرفى ميكنند و ظهور او را در مكه معظمه به مردم بشارت ميدهند و اين آيه شريفه در اين مورد صادق است كه: و إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ‏ ۳۴- عبد العظيم حسنى گويد: خدمت حضرت جواد عليه السّلام رسيدم و قصد داشتم‏ در پيرامون قائم كه آيا مهدى همان است و يا غير او سؤالاتى بكنم، قبل از اينكه من آغاز سخن كنم فرمود: اى ابو القاسم قائم از اهل بيت ما همان مهدى است كه بايد در هنگام غيبتش انتظار او را كشيد و در موقع ظهور هم بايد از وى اطاعت كرد، و او سومين كس از فرزندان من است، به خداوندى كه محمد را براستى برانگيخت و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر جهان نماند مگر يك روز پروردگار همان روز را به اندازه‏اى دراز خواهد كرد تا آنگاه كه قائم را بيرون كند و زمين را پس از جور و ستم پر از عدل و داد كند، خداوند مقدمات ظهور او را مانند حضرت موسى در يك شب فراهم خواهد كرد، موسى رفت براى اهلش مقدارى آتش بياورد و ليكن پس از مختصرى با مقام نبوت مراجعت كرد، بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.

    ۳۵- حضرت عبد العظيم حسنى گويد: خدمت حضرت جواد عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: من اميدوارم آن قائم كه زمين را پر از عدل و داد ميكند پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد شما باشيد، فرمود: اى ابو القاسم ما اهل بيت همه قيام به حق داريم و مردم را بطرف دين خدا دعوت ميكنيم، و ليكن آن قائم كه خداوند بوسيله او زمين را از لوث وجود ستمگران پاك ميسازد و عدل و داد را در ميان مردم ميگستراند همان است كه ولادتش از نظر مردم مخفى ميماند و شخصش از ديدگان پنهان ميگردد و بردن نامش بر زبان‏ها حرام مى‏شود.

    قائم با حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله همنام و كنيه است، و او همان است كه زمين براى او درهم پيچيده مى‏شود و هر مشكلى برايش آسان ميگردد، ياوران او كه عددشان به اندازه اهل بدرند از دورترين نقاط روى زمين پيرامون او اجتماع خواهند كرد و اين آيه شريفه هم بهمين جريان ناظر است‏ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.

    هر گاه اين جماعت كه از اهل اخلاص هستند براى وى فراهم آمد، و ده هزار جنگجو در زير پرچمى گرد آمدند خداوند امر او را آشكار ميكند و اذن خروجش ميدهد، او پس از خروج همواره دشمنان خدا را ميكشد تا پروردگار را از خود خشنود سازد، عبد العظيم حسنى گويد: عرض كردم: اى سيد من وى از كجا ميداند كه خداوند از وى رضايت دارد؟ فرمود: در دل او عاطفه و رحم را القاء ميكند، پس از اينكه قائم وارد مدينه شود لات و عزى را آتش ميزند.

    ۳۶- حمدان بن سليمان از صقر بن ابى دلف روايت ميكند كه از حضرت جواد شنيدم ميفرمود: امام بعد از من على است و امر او مانند امر من و گفتار وى گفتار من و اطاعت او اطاعت من است، و امام بعد از وى حسن عسكرى است اطاعت و امر و گفتار او هم مانند پدرش ميباشد و پس از اين ديگر سخن نگفت، راوى گويد: عرض كردم:

    پس امام بعد از وى كيست؟ در اين هنگام امام عليه السّلام گريه شديدى كرد و بعد از آن فرمود:

    امام بعد از حسن فرزندش قائم به حق است كه مدتى در انتظار خروج خواهد بود و مردم هم انتظار او را خواهند كشيد.

    راوى گويد: عرض كردم: براى چه او را قائم ميگويند؟ فرمود: زيرا او پس از مدتى كه از انظار مخفى بوده قيام ميكند، و در غيبت او گروهى از معتقدين به امامت وى هم مرتد ميشوند، عرض كردم: چرا به او منتظر گفته‏اند؟ فرمود: براى اينكه غيبتش بطول خواهد انجاميد، و افراد مخلص در انتظار خروج او خواهند بود.

    افراد سرگردان غيبت او را انكار خواهند كرد، و منكرين امامت او مسخره‏اش خواهند نمود، كسانى كه وقت ظهور او را تعيين ميكنند دروغ مى‏گويند، افرادى كه بخواهند در ظهورش عجله نمايند هلاك ميشوند، و اشخاصى كه از اهل تسليم باشند رهائى پيدا خواهند كرد.

    ۳۷- عبد العظيم حسنى گويد: خدمت حضرت علي هادى عليه السّلام رسيدم، هنگامى كه چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود: خوش آمدى اى ابو القاسم تو از دوستان حقيقى و واقعى ما هستى، عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه ميل دارم معتقدات دينى خود را بر شما عرضه بدارم اگر عقائد من درست است ثابت باشم تا آنگاه كه رحمت خداوند را ملاقات كنم فرمود: عقائد خود را اظهار كن.

    عبد العظيم حسنى گويد: عرض كردم: من عقيده دارم كه خداوند يكى است‏ و مانند ندارد، پروردگار از حد ابطال و تشبيه بيرون است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نيست، بلكه خداوند اجسام را جسميت داده و صورت‏ها را تصوير فرموده است و او خالق اعراض و جواهر و پروردگار همه اشياء و مالك و آفريننده كائنات است.

    من معتقدم كه محمد بنده و فرستاده خداوند است و پس از وى پيغمبرى نخواهد آمد، شريعت او خاتم همه شرايع و ناسخ همه اديان بوده و تا روز قيامت شريعتى نخواهد آمد، و معتقدم امام بعد از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين على بن ابى طالب، حسن حسين، على بن الحسين، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمد بن على عليهم السّلام و پس از اينان امام حق شما هستيد.

    حضرت هادى عليه السّلام فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است و مردم پس از حسن چه خواهند كرد! گويد: عرض كردم: مگر داستان امام بعد از حسن از چه قرار است؟ فرمود: براى اينكه مردم او را نخواهند ديد و بردن نامش هم بر زبان‏ها جائز نيست تا آنگاه كه خروج كند و زمين را پس از ظلم و جور پر از عدل و داد سازد.

    عبد العظيم فرمود: به اين دو امام هم معتقد شدم و اينك ميگويم: دوستى با اينها دوستى با خداوند است و دشمنى با اينان هم دشمنى با خداوند ميباشد، اطاعت از اين امامان عليهم السلام اطاعت از پروردگار و نافرمانى از آنها نافرمانى از پروردگار است.

    من اعتقاد دارم كه: معراج، سؤالات در قبر، بهشت، دوزخ، صراط، ميزان قيامت و بعثت از قبور حق است و پروردگار همه مردم را از قبرها بيرون ميكند و براى حساب به پاى ميزان عدل و داد ميبرد، و نيز معتقدم كه واجبات پس از اقرار به ولايت عبارتند از: نماز، زكاة، روزه، حج، جهاد، امر بمعروف، نهى از منكر.

    در اين هنگام حضرت هادى عليه السّلام فرمود: اى ابو القاسم به خداوند قسم اين عقائد دين خداست كه او را براى مردم برگزيده است، به همين عقائد ثابت باش خداوند تو را در دنيا و آخرت به همين عقيده ثابت بدارد.

    ۳۸- علي بن ابراهيم از صقر بن ابى دلف روايت ميكند كه گفت: هنگامى كه متوكل حضرت هادى عليه السّلام را نزد خود طلبيده بود من رفتم تا از جريان كار او سؤال كنم، حاجب متوكل چون چشمش بر من افتاد اجازه ورود داد من هم رفتم نزد او نشستم، از من پرسيد حالت چگونه است؟ گفتم: از توجهات استاد حالم خوب است، پس از اين مقدارى با من صحبت كرد و من از آمدنم ناراحت شدم زيرا گمان كردم وى در باره من سوء ظنى حاصل كرده است.

    پس از اينكه مردم از مجلس پراكنده شدند گفت: براى چه آمده‏اى و كارت چيست؟ مثل اينكه آمده‏اى از مولايت خبرى بگيرى؟! گفتم: مولاى من متوكل است، گفت: ساكت باش و از من نترس حق با مولاى تو است و من هم با تو هم عقيده هستم گويد: گفتم: الحمد للَّه كه با من هم عقيده‏اى پرسيد ميل دارى او را ببينى؟ گفتم: آرى گفت: بنشين تا نامه رسان بيرون شود.

    هنگامى كه نامه رسان بيرون شد به غلام گفت: دست صقر را بگير و او را نزد آن علوى كه در اطاق زندانى است ببر و پس از آن مراجعت كن، صقر گويد: مرا داخل اطاق كردند ناگهان مشاهده كردم حضرت هادى عليه السّلام روى حصيرى نشسته و در كنارش هم قبرى حفر كرده‏اند، خدمت حضرت سلام كردم پس از اينكه جواب سلام مرا دادند امر به جلوس فرمودند، بعد از اينكه خدمت حضرت نشستم سؤال كردند: اى صقر براى چه آمديد؟ عرض كردم: آمدم تا از شما خبرى بگيرم صقر گويد: هنگامى كه به قبر نگاه كردم گريه‏ام گرفت.

    در اين هنگام امام عليه السّلام بطرف من متوجه شد و فرمود: اى صقر چرا گريه ميكنيد اينها هرگز نخواهند توانست نظر سوئى در باره ما اعمال كنند، گفتم: الحمد للَّه و پس از اين عرض كردم: از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله براى ما حديثى نقل شده كه معنى آن را نمى دانيم، فرمود: آن حديث كدام است؟ عرض كردم حديث اين است كه فرمود:

    «لا تعادوا الايام فتعاديكم» و ما معنى و مقصود او را نميدانيم.

    حضرت هادى عليه السّلام فرمود: آرى مقصود از «ايام» ما هستيم تا آنگاه كه آسمان‏ و زمين بر پا است، شنبه حضرت رسول، يك شنبه امير المؤمنين، دوشنبه حسنين، سه شنبه على بن الحسين، محمد بن على، و جعفر بن محمد، چهارشنبه موسى بن جعفر، على ابن موسى، محمد بن على و من، پنجشنبه پسرم حسن، و جمعه هم فرزند فرزندم مى باشد كه اهل حق بر وى اجتماع خواهند كرد، و او كسى است كه زمين را پس از ظلم و جور پر از عدل و داد خواهد كرد، و اين است معنى ايام كه نبايد با آنان دشمنى كرد كه در آخرت هم آنها دشمن انسان گردند، پس از آن فرمود: اينك برخيزيد برويد كه براى شما خطر دارد ۳۹- صقر بن ابى دلف گويد: از حضرت هادى عليه السّلام شنيدم ميفرمود: امام بعد از من فرزندم حسن است و بعد از وى هم فرزندش قائم خواهد بود كه زمين را پس از جور و ستم پر از عدل و داد ميكند.

    ۴۰- علي بن ابراهيم از على بن عبد الغفار روايت كرده هنگامى كه حضرت جواد از دنيا رفتند شيعيان براى حضرت هادى عليه السّلام نوشتند كه امر امامت در دست كيست حضرت براى آنان نوشتند مادامى كه خودم در قيد حيات باشم امامت در اختيار خودم خواهد بود.

    و پس از اينكه مقدرات پروردگار در باره من جارى گردد جانشين من در ميان شما ظاهر مى‏شود، و ليكن در باره امام پس از جانشين من چه كار خواهيد كرد.

    ۴۱- اسحاق بن محمد بن ايوب گويد: از حضرت ابو الحسن هادى عليه السّلام شنيدم ميفرمود: صاحب الامر كسى است كه مردم ميگويند: وى هنوز متولد نشده است.

    اخبار در اين باب در كتب شيعه زياد است و بطور متواتر در نزد آنها ثابت است، و در اصول شيعه اين روايات را تا زمان حيات پدرش ثبت كرده‏اند، و اين اخبار و روايات بهترين برهان و محكمترين دليل براى اثبات امامت حضرت حجت عليه السّلام است.

     

    ترجمه إعلام الورى، متن، ص: 541 به بعد

    از صفحه ما در آپارات ديدن كنيد

    مطالب مرتبط :

    متن زیارتنامه حضرت علی اصغر علیه السلام

    همانطور که شیخ مفید در الارشاد آورده و در زیارت ناحیه مقدسه {*} هم بدان اشاره شده است؛ایشان با این الفاظ زیارت می شوند : مطلب کامل

    متن زیارتنامه حضرت علی اصغر علیه السلام

    مقام میكائیل میكائیل(ع) مانند جبرئیل(ع) بر دیگر ملائك رتبه و جایگاهی والا دارد و از جمله چهار ملك مقرّب خداست.1 تا جایی كه اقرار به وجود او از جمله ضروریات اسلامی دانسته شده كه انكار آنها باعث خروج از اسلام و ارتداد می‌شود. 2گاه در روایات از ایشان عباراتی مانند با كرامت‌ترین خلایق نزد خداوند متعال (اكرم الخلق علی الله)3 و نیز برگزیده خداوند (خیره الله)4 یا برگزیده ملائك ... مطلب کامل

    مخوف‎ترین سازمان غذایی دنیا

    تاريخچه شرکت مخوف مونسانتوشرکت مونسانتو بزرگ‌ترین شرکت تولید کننده بذر(بويژه ذرت) و آفت‌کشهای تراریخته است. تراريخته يعني محصولاتي كه به‌طور ژنتيکي اصلاح شده‌اند. وب‌سايت شرکت مونسانتو اين شرکت در سال 1901 در ميسوري توسط جان فرانسيس کوييني(John Francis Queeny)، کارمند صنايع داروسازي تاسيس شد. او آغاز کار را با پول خود و سرمايه يک توزيع‌کننده نوشابه‌هاي گازدار شروع کرد. نام شرکت ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    در سال ها و قرون بعد، از این ابزار در جنگ ها و رقابت های سیاسی و نظامی سوء استفاده شد. یکی از اولین گزارش ها دربارۀ قرن ششم پیش از میلاد است. وقتی که آشوریان چاه ها و مزارع دشمنان خود را با سم ارگوت که بر روی گندم سیاه (چاودار) تولید شده بود، مسموم کردند. سوء استفاده از این بیماری ها در دورۀ ما نامش بیوتروریسم شد. در ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    پاسخ اجمالی 1. گرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که در زمانی، این تعداد افرادی که هر کدام باید بخش مهمی از جامعه اسلامی زمان ظهور را مدیریت کنند، وجود داشته اما امام غایب(ع) ظهور نکرده‌اند، اما با این وجود، شرط تکمیل تعداد 313 نفر انسان لایق در سپاه امام زمان(عج)، شرط لازم است نه کافی؛ ... مطلب کامل

    مرگ های بیوتروریستی در آخرالزمان

    حضرت آیت ‌الله بهجت (ره) این عالم الهی در موارد بسیاری، برای رهایی از خصلت ‌های نکوهیده، سفارش به ذکر صلوات می ‌کردند؛ از جمله برای از بین رفتن عصبانیت می ‌فرمود: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». عقیق: به مناسبت سالگشت رحلت آن عالم وارسته و مرجع تقلید شیعه فواید ذکر شریف صلوات را از منظر روایات حضرات معصومین و سخنان و توصیه های آیت الله العظمی بهجت منتشر ... مطلب کامل

    صنعت پولساز تحمیق جامعه

    زندگی بشر بر روی کره خاکی توامان با پیشرفت و نوآوری شده است. پیشرفتی که برای ادامه حیات انسان ملزوم مفروض می شود. از زمان انقلاب صنعتی در قرن 17 میلادی تا به امروز، اختراعات و کشفیات جدید، هریک تحولات عمده ای در عرصه های مختلف زندگی ایجاد کرده اند. تولید نیروی محرکه از قدرت بخار، برق، تلفن، ماشین های بنزین سوز و عصر ارتباطات و دیجیتال، دنیاهای متفاوتی رقم ... مطلب کامل

    دعا به تنهایی کافی نیست، برای اصلاح و احیای جامعه قیام کنید

    بسم الله الرحمن الرحیم از اینجا دانلود کنید  مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    در گفتارهای پیشین به معرفی نگاه عامیانه و برخی آثار سوء آن پرداخته شد. از این بخش، برخی از مهمترین انواع نگاه عامیانه معرفی می‌شود. اولین نگاه عامیانه‌ای که به معرفی آن پرداخته شده، «قیامی خارج از سنن الهی» است. نوع اول نگاه عامیانه: «قیامی خارج از سنن الهی» وقتی متوجه آثار سوء به وجود آمدن نگاه عامیانه در موضوع انتظار و اهمیت جدا کردن این نگاه‌های عامیانه از موضوع شریف انتظار ... مطلب کامل

    بناست کسی بیاید و ما را نجات دهد!!؟؟

    بداء (به فتح باء) از نظر لغوی یعنی ظاهر شدن ، هویدا شدن و پدید آمدن رأی دیگری در کاری یاامری ، « ثمّ بدا لهم من بعد ما رأوا الآیات لیسجنّنه حتی حین » سپس بعد از این که نشانه های برائت ساحت یوسف (علیه السلام) از آن بهتان برآنان آشکارگردید رأی شان براین برگشت که او را برای مدتی به زندان افکنند .(یوسف:۳۵) چنین امری (تبدل رأی) ... مطلب کامل

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

    افتخار می کنیم که خادمان حضرت مهدی ارواحنا فداه باشیم

    و با این افتخار زنده ایم

    و با این افتخار خواهیم مُرد

    تمام حقوق این سایت برای © 2017 پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف. محفوظ است.