وعده الهی بر نابودی یهود

چاپ

در آيات ذیل ، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل كه منجر به فساد و برترى جوئى مى گردد به ميان آمده است ، كه به دنبال هر يك از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيكار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات كنند و به كيفر اعمالشان برسانند.

به نام خداوند بخشنده مهربان
۱ – پاك و منزه است خدائى كه بنده اش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى كه گرداگردش را پر بركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بيناست .
۲ – ما به موسى كتاب آسمانى داديم و آنرا وسيله هدايت بنى اسرائيل نموديم (و گفتيم ) غير ما را تكيه گاه خود قرار ندهيد.
۳ – اى فرزندان كسانى كه با نوح (بر كشتى ) سوار كرديم ، او بنده شكرگزارى بود.
۴ – ما به بنى اسرائيل در كتاب (تورات ) اعلام كرديم كه دوبار در زمين فساد خواهيد كرد، و برترى جوئى بزرگى خواهيد نمود.
۵ – هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد مردانى پيكارجو را بر شما مى فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان ) خانه ها را جستجو مى كنند، و اين وعده اى است قطعى .
۶ – سپس شما را بر آنها چيره مى كنيم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر (از دشمن ) قرار مى دهيم .
دو فساد بزرگ تاريخى بنى اسرائيل
در آيات فوق ، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل كه منجر به فساد و برترى جوئى مى گردد به ميان آمده است ، كه به دنبال هر يك از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيكار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات كنند و به كيفر اعمالشان برسانند.
گر چه تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل ، فراز و نشيب بسيار دارد، و پيروزيها و شكستها در آن فراوان ديده مى شود اما در اينكه قرآن به كداميك از اين حوادث اشاره مى كند در ميان مفسران گفتگو بسيار زياد است ، كه به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذيلا مى آوريم .
۱ – آنچه از تاريخ بنى اسرائيل استفاده مى شود اين است كه نخستين كسى كه بر آنها هجوم آورد و بيت المقدس را ويران كرد، بخت النصر پادشاه بابل بود، و هفتاد سال بيت المقدس به همان حال باقى ماند، تا يهود قيام كردند و آنرا نوسازى نمودند، دومين كسى كه بر آنها هجوم برد قيصر روم اسپيانوس بود كه وزيرش ‍ ((طرطوز)) را ماءمور اين كار كرد، او به تخريب بيت المقدس و تضعيف و قتل بنى اسرائيل كمر بست ، و اين حدود يكصد سال قبل از ميلاد بود.
بنابراين ممكن است دو حادثه اى كه قرآن به آن اشاره مى كند همان باشد كه در تاريخ بنى اسرائيل نيز آمده است ، زيرا حوادث ديگر در تاريخ بنى اسرائيل آنچنان شديد نبود كه حكومت آنها را به كلى از هم متلاشى كند، ولى حمله بخت النصر، قدرت و شوكت آنها را به كلى درهم كوبيد، اين تا زمان ((كورش )) ادامه داشت ، و پس از آن بنى اسرائيل مجددا به قدرت رسيدند و اين وضع ادامه داشت تا بار ديگر قيصر روم بر آنها هجوم برد و حكومتشان را متلاشى كرد و اين دربدرى همچنان ادامه يافت (تا در اين اواخر كه به كمك قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حكومتى براى خود دست و پا كردند).
۲ – ((طبرى )) در تفسير خود نقل مى كند كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: مراد
از فساد اول قتل حضرت زكريا و گروهى ديگر از پيامبران ، و منظور از وعده نخستين ، وعده انتقام الهى از بنى اسرائيل به وسيله ((بخت النصر)) مى باشد، و مراد از فساد دوم شورشى است كه بعد از آزادى بوسيله يكى از سلاطين فارس مرتكب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم ((انطياخوس )) پادشاه روم است .
اين تفسير با تفسير اول تا اندازه اى قابل انطباق است ، ولى هم راوى اين حديث مورد وثوق نيست و هم انطباق تاريخ ((زكريا)) و ((يحيى )) بر تاريخ ((بخت النصر)) و ((اسپيانوس يا انطياخوس )) محرز نمى باشد، بلكه بنا به گفته بعضى بخت النصر معاصر ((ارميا)) يا ((دانيال )) پيامبر بوده ، و قيام او حدود ششصد سال پيش از زمان يحيى صورت گرفته بنا بر اين چگونه قيام بخت النصر مى تواند براى انتقام خون يحيى اقدام كرده باشد.
۳ – بعضى ديگر گفته اند بيت المقدس يكبار در زمان داود و سليمان ساخته شد و بخت النصر آن را ويران كرد كه اين همان وعده اولى است كه قرآن به آن اشاره مى كند، و بار ديگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آنرا طيطوس رومى ويران ساخت (توجه داشته باشيد طيطوس يا طرطوز كه در بالا ذكر شد قابل انطباق است ) و از آن پس همچنان ويران ماند تا در عصر خليفه دوم كه آن سرزمين بوسيله مسلمانان فتح شد:
اين تفسير نيز چندان منافات با دو تفسير بالا ندارد.
۴ – در برابر تفسيرهاى فوق و تفاسير ديگرى كه كم و بيش با آنها هماهنگ است ، تفسير ديگرى داريم كه سيد قطب در تفسير فى ظلال احتمال آن را داده است كه با آنچه گفته شد به كلى متفاوت مى باشد، و آن اينكه :
اين دو حادثه تاريخى در گذشته و در زمان نزول قرآن واقع نشده بوده بلكه مربوط به آينده است كه يكى از آنها احتمالا فساد آنها در آغاز اسلام بود كه منجر به قيام مسلمانان به فرمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بر ضد آنان شد و به كلى از جزيره عرب بيرون رانده شدند، و ديگرى مربوط به قيام نازيهاى آلمان به رياست هيتلر بر ضد يهود بوده است .
ولى اشكال اين تفسير اين است كه در هيچيك از آنها داخل شدن قوم پيروزمند در بيت المقدس تا چه رسد به ويران كردن آن ، وجود ندارد.
۵ – آخرين احتمال اينكه بعضى احتمال داده اند اين دو حادثه مربوط به رويدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشكيل حزبى بنام ((صهيونيسم )) و تشكيل دولتى بنام ((اسرائيل )) در قلب ممالك اسلامى است ، منظور از فساد اول بنى اسرائيل و برترى جوئى آنها همين است ، و منظور از انتقام اولى آن است كه ممالك اسلامى در آغاز كه از اين توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بيت المقدس و قسمتى از شهرها و قصبات فلسطين را از چنگال يهود بيرون آورند، و نفوذ يهود از مسجد اقصى به كلى قطع شد.
و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائيل با اتكاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمينهاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجدالاقصى است .
و به اين ترتيب بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند بطورى كه مسجد اقصى را از چنگال آنها بيرون آورند و نفوذشان را از اين سرزمين اسلامى بكلى قطع كنند، اين همان چيزى است كه همه مسلمين جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .
و تفاسير ديگرى كه ذكر آنها چندان قابل ملاحظه نيست .
البته در تفسير پنجم و چهارم بايد فعلهاى ماضى كه در آيه ذكر شده است همه به معنى مضارع باشد، و البته اين معنى در جائى كه فعل بعد از حروف شرط واقع مى شود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست .
ولى ظاهر آيه ثم رددنا لكم الكرة عليهم و امددناكم باموال و بنين و جعلناكم اكثر نفيرا آن است كه حداقل فساد اول بنى اسرائيل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .

 

##صلوات فراموش نشود##

سوره اسراء/ ۱-۸٫